عصرایران؛ سعید خادمی- توافقها با امضای سیاستمداران آغاز میشوند؛ اما موفقیتشان را مردم امضا میکنند.
نه در سالنهای مذاکره، نه زیر نور دوربینها و نه در متن بیانیههای رسمی؛ بلکه در سفره خانوادهها، در امنیت شغلی، در ثبات قیمتها و در امیدی که یک جوان برای آینده خود احساس میکند.
به همین دلیل، هر بار که سخن از تفاهمی میان تهران و واشینگتن به میان میآید، دو احساس همزمان در جامعه زنده میشود: امید و تردید. امید، زیرا هر گشایش دیپلماتیک میتواند بخشی از فشار تحریمها را کاهش دهد و راه تنفس اقتصاد را بازتر کند. تردید، زیرا تجربه به مردم آموخته است که میان امضای یک توافق و رسیدن آثار آن به زندگی روزمره، گاه فاصلهای طولانی وجود دارد.
تفاهم تازه میان ایران و آمریکا نیز از این قاعده مستثنا نیست. بر پایه آنچه تاکنون از مفاد تفاهم منتشر شده، پایان تقابل نظامی، رفع محدودیتهای دریایی، آزادسازی منابع مالی بلوکهشده، تسهیل صادرات نفت و پتروشیمی و گشوده شدن مسیرهای تازه برای سرمایهگذاری و تأمین مالی اقتصاد ایران پیشبینی شده است. اگر این تفاهم به مرحله اجرا برسد، اقتصاد ایران میتواند با یکی از مهمترین فرصتهای خود در سالهای اخیر روبهرو شود؛ فرصتی برای افزایش درآمدهای ارزی، احیای تجارت خارجی و کاهش بخشی از فشارهایی که سالها بر تولید و معیشت مردم سنگینی کرده است.
اما این فقط آغاز راه است.
