تفاهم اسلام آباد؛ یک تصمیم میان چند روایت

سه نماینده سابق مجلس از روند تصمیم‌گیری درباره تفاهم اسلام‌آباد روایت متفاوتی ارائه می‌کنند.

تفاهم اسلام آباد؛ یک تصمیم میان چند روایت
سه نماینده سابق مجلس از روند تصمیم‌گیری درباره تفاهم اسلام‌آباد روایت متفاوتی ارائه می‌کنند.

گروه بین‌الملل – بیژن رضاپور: همزمان با بالا گرفتن انتقادها از دولت و تیم مذاکره‌کننده، سه نماینده سابق مجلس روایت دیگری از چگونگی ورود ایران به مذاکرات با آمریکا ارائه می‌کنند. آنها می‌گویند این تصمیم در سطحی فراتر از دولت گرفته شده و نسبت دادن تمام مسئولیت آن به رئیس‌جمهور، تصویر کاملی از سازوکار تصمیم‌گیری کشور نیست.
در روزهایی که مذاکره و تفاهم میان ایران و آمریکا به یکی از مهم‌ترین موضوعات سیاسی کشور تبدیل شده، یک پرسش بیش از گذشته مطرح است: تصمیم برای مذاکره، تصمیم شخصی رئیس‌جمهور و دولت بوده یا نتیجه فرایندی در سطح کلان حاکمیت؟
پاسخ به این پرسش، صرفاً یک بحث سیاسی یا جناحی نیست؛ بلکه برای فهم مسئولیت تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی اهمیت اساسی دارد. زیرا مذاکره با آمریکا، برخلاف بسیاری از پرونده‌های اجرایی، موضوعی نیست که بتوان آن را صرفاً در چارچوب اختیارات یک دولت یا وزارتخانه تحلیل کرد. پرونده‌ای با چنین سطحی از اهمیت امنیتی، نظامی و سیاست خارجی، به‌طور طبیعی در سطوح مختلف قدرت بررسی و درباره آن تصمیم‌گیری می‌شود.
رئیس‌جمهور و دولت بدون تردید در شکل‌دهی به سیاست خارجی و تعیین اولویت‌های دیپلماتیک نقش دارند. وزارت امور خارجه نیز مسئول اصلی اجرای مذاکرات و پیشبرد گفت‌وگوهای دیپلماتیک است. بنابراین نمی‌توان نقش دولت را صرفاً به «مجری بودن» تقلیل داد. دولت می‌تواند پیشنهاد مذاکره ارائه کند، چارچوب‌های مختلف را بررسی کند، تیم مذاکره‌کننده را تعیین کند و درباره شیوه و محتوای گفت‌وگوها تصمیم بگیرد. اما در موضوعی مانند رابطه با آمریکا، دامنه اختیار دولت به‌تنهایی کافی نیست تا تصمیم نهایی را توضیح دهد. تجربه سال‌های گذشته نیز نشان داده است که مذاکره با آمریکا در جمهوری اسلامی همواره در سطحی فراتر از دولت دنبال شده است. به همین دلیل، نسبت دادن کل تصمیم به شخص رئیس‌جمهور، تصویری ساده‌شده از سازوکار واقعی تصمیم‌گیری ارائه می‌کند. با این حال سه نماینده سابق مجلس در گفت‌وگوهایی جداگانه، بر یک نقطه مشترک تأکید کرده‌اند: مذاکره را نمی‌توان پروژه شخصی دولت یا رئیس‌جمهور دانست. لطف‌الله سیاهکلی از «اجماع گسترده» در تصمیمات کلان سخن می‌گوید، یحیی ابراهیمی بر جایگاه شورای عالی امنیت ملی و نقش تأیید رهبری تأکید دارد و سیداحمد آوایی معتقد است هیچ مذاکره‌کننده‌ای بدون تصمیم و هماهنگی در سطح کلان نظام وارد چنین فرایندی نمی‌شود.
با این حال، محل اختلاف بیشتر به نحوه روایت این تصمیم در فضای عمومی، به‌ویژه در رسانه ملی، بازمی‌گردد؛ جایی که به گفته این چهره‌ها، تقطیع مواضع رهبری و برجسته کردن یک قرائت جناحی از مذاکرات می‌تواند تصویری ناقص از روند تصمیم‌گیری کشور ارائه کند.

مذاکره؛ تصمیم یک نفر یا فرایند تصمیم‌گیری حاکمیت؟
لطف‌الله سیاهکلی، نماینده مردم قزوین در مجلس یازدهم، در تشریح روند شکل‌گیری توافق‌ها و تفاهم‌نامه‌های مهم می‌گوید چنین اسنادی محصول تصمیم یک یا دو نفر نیست. به گفته او، مذاکرات انجام می‌شود، نتایج و اطلاعات به داخل کشور منتقل می‌شود و سپس متن و محتوای توافق در سطوح مختلف مورد بررسی قرار می‌گیرد. در نهایت نیز در صورت وجود اجماع و تأیید مقامات عالی، توافق به مرحله امضا می‌رسد. سیاهکلی بر همین اساس معتقد است نمی‌توان چنین فرایندی را به یک فرد، دولت یا جریان سیاسی نسبت داد. از نگاه او، در موضوعات راهبردی، نهادهای مختلفی از جمله دولت، مجلس، نیروهای نظامی، شورای عالی امنیت ملی و رهبری، هرکدام در جایگاه خود در تصمیم‌گیری نقش دارند. نکته مهم در این اظهارات، تفاوت میان «مذاکره‌کننده» و «مرجع تصمیم‌گیری» است. اینکه رئیس‌جمهور، وزیر یا هیئت مذاکره‌کننده در میدان دیپلماسی حضور دارند، لزوماً به این معنا نیست که تصمیم نهایی نیز صرفاً متعلق به آنهاست. سیاهکلی نسبت دادن چنین توافق‌هایی به دولت یا یک فرد را «فرافکنی و سوءاستفاده سیاسی و جریانی» می‌داند و تأکید دارد که این موضوع باید در چارچوب یک اقدام ملی بررسی شود. البته این نگاه به معنای سلب مسئولیت از دولت یا تیم مذاکره‌کننده نیست. مذاکره‌کنندگان همچنان درباره نحوه مذاکره، دفاع از منافع کشور و تلاش برای رسیدن به بهترین نتیجه مسئولیت دارند. اما میان مسئولیت اجرای مذاکره و تصمیم کلان برای ورود به آن تفاوت وجود دارد.

منبع  : ستاره صبح

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *