۱۴۰۴/۱۰/۲۰

به گزارش روزپلاس، ارز ترجیحی سالها بهعنوان ابزار اصلی حمایت از کالاهای اساسی در اقتصاد ایران استفاده شد. منطق ساده بود: دولت ارز ارزان میدهد تا کالا ارزان وارد شود و مردم با قیمت پایینتری خرید کنند. اما اقتصاد واقعی مسیر دیگری رفت.بهتدریج، فاصله بین نرخ ارز ترجیحی و نرخ بازار آزاد آنقدر بزرگ شد که این سیاست از ابزار حمایت، به موتور رانت و ناکارآمدی تبدیل شد. نتیجه این شد که یارانه در ابتدای زنجیره توزیع گم میشد و اثر آن در انتهای زنجیره، یعنی سفره مردم، بسیار محدود بود.حذف ارز ترجیحی، در واقع تلاشی است برای اصلاح همین مسیر معیوب.
قبل از حذف؛ ارز به چه کسی داده میشد و چرا اثرش کم بود؟
در مدل قبلی، دولت ارز ترجیحی را به واردکنندگان کالاهای اساسی میداد. یارانه نه به خانوار، بلکه به نرخ ارز تخصیص مییافت. این یعنی دولت امیدوار بود واردکننده، ارز ارزان را به قیمت ارزان منتقل کند.اما در عمل، چند مشکل جدی وجود داشت. اول اینکه نظارت بر زنجیره واردات تا توزیع بسیار دشوار بود. دوم اینکه اختلاف قیمت ارز ترجیحی با بازار آزاد، انگیزه قوی برای تخلف، احتکار یا فروش کالا با نرخ آزاد ایجاد میکرد. سوم اینکه بخش قابلتوجهی از یارانه، قبل از رسیدن به مصرفکننده نهایی، جذب واسطهها میشد.به همین دلیل، حتی با تخصیص میلیاردها دلار ارز ترجیحی، قیمت کالاهای اساسی رشد کرد و فشار معیشتی کاهش نیافت.
