
فوتبال قرار است زبان صلح باشد، نه خشونت. قرار است شادی و مهارت را به نمایش بگذارد، نه قدرتنماییهای خشمآلود. اما سالهاست که این روح لطیف در هیاهوی «باید ببریها» خفه شده است. چرا باید نیمکتها به صحنهی نبرد تبدیل شوند؟ چرا باید جای گفتوگو را مشت و فریاد بگیرد؟
به گزارش سرویس ورزشی تابناک، در قاب تصاویری که این روزها در رسانهها و شبکههای اجتماعی از لیگ برتر فوتبال ایران مخابره میشود، فقط تصاویری جذاب از نمایشهای جادویی فوتبال نیست بلکه روایت خاموشِ ناکامیها، فشارها و بیاعتمادیهاییست که سالها زیر پوست لیگ جریان داشتهاند. مربیانی که تیمشان گل خورده، هوادارانی که پشت نیمکت فریاد میزنند و داورانی که هر سوتشان میتواند جرقهی یک انفجار باشد.
درست در حاشیهی مستطیل سبز، جاییکه باید آرامش نیمکتها حکمفرما باشد، میدان کوچکی از تنش و هیجان شکل گرفته است. دوربینها تصاویری را ثبت کردند که انگار زمان در آن متوقف شده؛ صدای فریادها، نگاههای آتشین، قدمهای شتابزده و دستانی که میان جلوگیری و درگیری سرگرداناننه در انکار بحران بلکه در مواجههی جدی با آن است. با شجاعت، با تدبیر و با مشارکت همهی ارکان فوتبال میتوان بار دیگر میدان سبز را به محل شادی، دوستی و افتخار ملی تبدیل کرد.
با تفاسیری که عنوان شد حالا فوتبال ایران در آستانهی یک انتخاب سرنوشتساز است؛ یا مسیر اصلاح را در پیش بگیرد و به بازسازی سرمایهی اجتماعی خود بیندیشد یا همچنان در باتلاق خشونت، بیاخلاقی و هیجانزدگی فرو برود. در جهانی که فوتبال قابلیت بدل شدن به ابزار همدلی و صلح را دارد، جای تأسف است اگر زمینهای سبز ما به میدان نبرد بیفرجام بدل شوند.
اکنون زمان آن است که تصمیمی شجاعانه برای بازسازی هویت فوتبال ایرانی گرفته شود. نه برای نجات ورزش بلکه برای نجات بخشی از فرهنگ اجتماعیمان که از همین زمینها، به خانهها و دلها منتقل میشود.
