
مهدی ملکی – شبیه نه، فوتبال خودِ زندگی است. بارها این جمله را شنیده یا خواندهایم. جملهای تکراری که هیچگاه از باز تعریف خود دست نمیکشد.
به گزارش سرویس ورزشی تابناک، سهشنبه و چهارشنبه دو دیدار برگشت مرحله نیمهنهایی لیگ قهرمانان اروپا برگزار شد. دو شب متوالی که در آن شاهد غلیان هیجان بودیم. بازیهایی که روایتگر یک قصه با اجزا و نقشهای متفاوت بود؛ قصه فوتبال، داستان زندگی.
سهشنبه شب، اوج هنرنمایی دوگانه فوتبال-زندگی و شباهتها و اشتراکات معنادار آن بود. میلیونها علاقهمند به فوتبال در سراسر دنیا، در این شب برای بار Nاُم، شمعهای تولد فوتبال را فوت کردند. گویی این دیدار کیک جشن تولد فوتبال بود و یکبار دیگر واژههایی چون امید، ناامیدی، اراده، انگیزه، اشک، لبخند و … معنا شد. بازی اینتر و بارسا خلاصهای دو ساعته از جریان زندگی بود و هر آنچه ممکن است روزانه تجربه کنیم را مقابل دیدگانمان قرار داد؛ مصداق ضربالمثل در ناامیدی بسی امید است. چیزی به حذف اینتر آنهم در خانه باقی نمانده بود. حتی چهره هواداران نراتزوری که توسط کارگردان تلویزیونی به تصویر کشیده میشد هم گویای همین موضوع بود.
شاگردان سیمونه اینزاگی با یک گل عقب بودند و ثانیهها و دار فینال مقابل اینتر و قهرمانی احتمالی را در غیاب دخترش برگزار کند.
انریکه چند ماه پیش در یک نشست خبری، ادای احترامی عاطفی به دخترش داشت که بهطور غمانگیزی درگذشت. او به عکسی از جشن قهرمانی بارسا در ۱۰ سال پیش اشاره کرد و گفت: «مطمئنم که شانا هنوز در حال جشن گرفتن است. عکسی شگفتانگیز از فینال لیگ قهرمانان در برلین دارم، که در آن پرچم بارسا را کاشت. آرزو دارم بتوانم همان کار را با PSG انجام دهم. جسم دخترم آنجا نخواهد بود، اما روحش همیشه کنار من خواهد بود.» حالا انریکه در مسیر آرزو و هدفش قدم بزرگی برداشته و با پاریسیها در دیدار نهایی چمپیونزلیگ در مونیخ حاضر است؛ او میخواهد با شانا در جشن قهرمانی تیمش شرکت کند! لوئیز انریکه بعد از چند سال و پشت سرگذاشتن شرایطی سخت، به زندگی بازگشته.
