آب، در این سرزمین حافظهای دوگانه دارد. حافظهای از رودهای آرام و و سکوت سپید یخچالهایی که تاج بلندترین قلههای جهاناند و حافظهای از خشم ناگهانی اژدهایی که از کوهستان سرریز میکند و همهچیز را با خود میبرد.
۱۰ شهریور ۱۴۰۵ –
۲۰:۰۵
نپال سرزمین همین حافظه دوگانه است؛ جایی که رویای ایستادن بر بام دنیا همواره با هراس از قدرت رامنشدنی طبیعت گره خورده است. چهارشنبه گذشته این حافظه هراسناک بار دیگر خود را به رخ کشید و سیلی ویرانگر مرز میان نپال و تبت را درنوردید تا به ما یادآوری کند راه رسیدن به اورست تنها از میان عظمت و زیبایی نمیگذرد، که از قلب خطر و شکنندگی عبور میکند.
اما داستان نپال داستان سیلابهایش نیست. این تنها بهانهای است برای نگریستن به سرزمینی که مردمانش زیستن در سایه غولهای سپید هیمالیا را آموختهاند. اینجا مبدا سفری است که برای بسیاری غایت یک عمر ماجراجویی است.









