به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، تحولات اجتماعی یک دهه اخیر در ایران، نشاندهندهی گذار خطرناک از مطالبات صنفی به ایجاد آشوب است؛ فرآیندی که در آن خشونت نه یک پیامد اتفاقی، بلکه ستون فقرات یک پروژه امنیتی بزرگ برای فروپاشی از درون است. طراحان این سناریو در اتاقهای فکر غربی، با مهندسی دقیق چرخه خشونت و بهرهگیری از تاکتیک شوم کشتهسازی، به دنبال مشروعیتزدایی از نظام و هموار کردن مسیر برای مداخله نظامی مستقیم هستند. این گزارش، تحلیل لایههای پنهان جریانی است که میخواهد ایران را به لیبی دوم تبدیل کند.
در دنیای امروز، مرز میان اعتراض به عنوان یک حق دموکراتیک و اغتشاش به عنوان یک ابزار نظامی، بسیار باریک شده است. در حالی که در بسیاری از پایتختهای اروپایی، اعتراضات ماهها در لایهی نافرمانی مدنی باقی میماند، در جغرافیای ایران شاهد یک شتاب حیرتانگیز در رادیکالیزه شدن فضا هستیم. فاصله چند ساعته میان اولین شعار تا حمله به مراکز نظامی و آتش زدن زیرساختهای عمومی، نشاندهنده وجود یک کد عملیاتی از پیش طراحی شده است. این شتاب، ریشه در خشم اجتماعی ندارد، بلکه محصول حضور هستههای آموزشدیدهای است که مأموریت دارند دیالوگ داخلی را با صدای انفجار و شلیک جایگزین کنند.
این پارادوکس زمانی، یعنی تبدیل یک تجمع آرام به یک درگیری تمامعیار در کمتر از چند ساعت، بزرگترین گواه بر وجود طراحی پیشینی است. در هیچ کجای دنیا، توده مردم به صورت خودجوش و بدون آموزش قبلی، در عرض چند ساعت به فنون تسخیر اماکن نظامی مجهز نمیشوند؛ مگر آنکه هستههای سخت و آموزشدیده، از پیش در بطن جمعیت جاسازی شده باشند تا نبض خیابان را به دست بگیرند.
