جهان در آستانه انقلاب صنعتی چهارم و انقلاب تکنولوژیک ششم قرار دارد. پنج انقلاب تکنولوژیک گذشته به ترتیب، مکانیزه کردن استفاده از آب، موتور بخار، الکتریسیته و موتور الکتریکی، موتور احتراقی و فناوری اطلاعات (اینترنت و کامپیوتر) بودهاند. در هر یک از این انقلابها یک فناوری محوری و چند فناوری اصلی در کنار هم باعث تغییرات اساسی در تولید و روشهای زندگی شدهاند. انقلاب تکنولوژیک ششم نیز با فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، بلاکچین، کامپیوترهای کوانتومی و غیره شناخته میشود؛ اما چیزی که هنوز امکانپذیری تاثیرات انقلاب تکنولوژیک ششم را با چالشهای متعدد اجرایی و فنی مواجه ساخته نحوه ارتباط این سیستمها و بررسی نحوه تعاملات آنها با یکدیگر است.
در جهانی که اینترنت در آن نقشی کلیدی ایفا میکند، تمامی افراد و صنایع بر بستر اینترنت با یکدیگر در ارتباطند و ابعاد زندگی و ارتباط اجتماعی معنایی تازه پیدا کرده است. اینترنت محل کار را به خانه و یک مصرفکننده نهایی را مستقیماً به خط تولید کارخانه اتصال میدهد. این فرهنگ ارتباط، تولید و مصرف جدید، شرایطی رقم زد تا بر اساس آن مفاهیم انقلاب صنعتی چهارم که نتیجه انقلاب تکنولوژی ششم است شکل بگیرد. وقتی از مفاهیم انقلاب صنعتی چهارم سخنی به میان میآید باید منظور دقیق از آن روشن شود. واژه انقلاب صنعتی چهارم اولین بار از سوی دفتر آکادمی ملی علوم و مهندسی آلمان در سال ۲۰۱۲ استفاده شده است.
در آن گزارش، هدف از طرح انقلاب صنعتی چارم، بهروزرسانی و جهتدهی تولید کشور آلمان به سمت تولید هوشمند و کارخانه هوشمند بوده است. منظور از تولید هوشمند در کارخانه هوشمند، ایجاد یک زیرساخت مناسب ارتباطی بین بخشهای مختلف تولید است که در آن دستگاههای تولیدی مجهز به اینترنت اشیا و روباتها با یک سیستمعامل مبتنی بر هوش مصنوعی فرایند تولید را انجام داده و ورودیها را به خروجیهای مد نظر تبدیل میکنند. در اینجا منظور از تولید صرفاً تولید کالاهای فیزیکی نیست بلکه انواع خدمات و کالاهای الکترونیکی را نیز در بر میگیرد. برای ایجاد چنین بستری نیاز به یک راه ارتباطی و یک بستر تعاملاتی است. در چنین شرایطی است که 6G به عنوان یکی از عوامل ارتباطدهنده مهم در دنیا شناخته میشود. در ادامه به توضیح این میپردازیم که 6G چگونه به کمک هوش مصنوعی میآید و امکانپذیر بودن استفاده از آن را مهیا میکند.
هوش مصنوعی مجموعهای از فناوریهایی است که از رهگذر آن ماشینها میتوانند به نحوی عمل کنند که با کنشهای برآمده از سطوحی از هوش انسانی شباهت دارد. به عبارت دیگر، هوش مصنوعی یک دانش محاسباتی است که از طریق آن، ماشینها میتوانند ابتدا به یک ادراک عینی، سپس استدلال کردن و در نهایت عمل کردن دست یابند؛ روندی که در نهایت باعث یادگیری خودکار ماشینها (آموزشپذیری) میشود.
