
اقتصاد ۲۴ – تاکنون محتوای کتب درسی آموزشوپرورش بارها و بارها تغییر کرده است و البته معمولا هم با واقعیات کنونی جامعه و علم روز همخوانی نداشته است بهویژه آموزههای ما در حوزه علوم انسانی کارآمده نبوده و نتوانسته به ایجاد جامعهای بهتر توسط نسلهای آینده بینجامد.
در واقع هر دوره و با رویکردهای دول گوناگون محتواهای کتب درسی هم تغییراتی کرده است از دگرگونی در کتاب تاریخ گرفته تا بهوجودآمدن کتابهایی به تفکیک جنسیت برای دختران و پسران با نام «مدیریت خانواده و سبک زندگی» با هدف آموزش درست شیوه و روش زندگی به نوجوانان و جوانان کشور برای آمادهشدن برای ورود به زندگی اجتماعی. اما بهراستی این کتابها تا چه اندازه با واقعیات و نوع اندیشه و سبک زندگی نوجوانی ۱۷ ساله همخوانی دارد؟ این نوجوان تا چه اندازه میتواند با محتوای کتاب ارتباطی منطقی برقرار و آموزههای این کتاب را برای زندگی آینده خود مفید تلقی کند؟ جالب اینجاست که در این کتاب رویکردی کاملا مردسالارانه و کهنه شده در پیش گرفته شده به نحوی که یکی از مباحث تاسفبار آن تمرکز و تاکید بر کودک همسری و ترویج آن است.
در این کتاب درباره آمار زنان ۱۰ سال به بالایی که هرگز ازدواج نکردهاند تاکید شده و بهشیوهای رندانه و موذیانه سعی در القای نگاه زنپندار به دختربچههای ۱۰ساله داشته است. گویی که هر تن زنانهای ولو کودک آماده پذیرش زندگی زناشویی و ملزومات آن است. این کتاب در بخشی دیگر به مخاطبان خود که دختران پایه دوازدهم هستند میگوید همیشه برای تحصیل وقت هست، اما برای ازدواج نه! به نظر میرسد این کتاب بیشتر از آنکه به دانشآموزان راه و رسم درست زندگی را بیاموزد دستاویزی برای خندیدن عدهای و ایجاد نگرانی برای افرادی شده است که به خوبی از تبعات کودک همسری آگاهند.
