برخی دندانپزشکان به دلیل منافع مادی ایمپلنت، کشیدن دندانهای سالم را ترویج میکنند
جوان آنلاین: درست است که قدیمیها میگفتند «دندانی را که درد میکند، باید کشید»، اما همان قدیمیها ضرب المثل دیگری هم داشتند؛ اینکه «سری را که درد نمیکند، دستمال نمیبندند!» با وجود این، سود کلان برخی از خدمات دندانپزشکی موجبشده برخی پزشکان به بیماران خود پیشنهاد بدهند دندانشان را بکشند و به جایش ایمپلنت بگذارند! این در حالی است که درمان ایمپلنت فقط برای مواردی توصیه میشود که بیمار دندان از دست رفته دارد، اما کشیدن دندانی که بشود با سایر روشهای درمانی نگه داشت، جایگزینی آن با ایمپلنت هیچگونه توجیه عقلی و پزشکی ندارد. به جز اینکه منافعی پشتپرده این ماجرا باشد که ما از آن بیخبریم!
سر سفره صبحانه نشستم که با گذاشتن اولین لقمه در دهان، یک دانه از سیاهدانههایی که روی پنیر ریختهام زیر دندان عصبکشی شدهام، میرود و قسمتی از آن جدا میشود! من میمانم با غصه دندان شکستهای که حالا نمیدانم برای درمانش باید چند میلیون تومان هزینه کنم. اولین اقدام مراجعه به پزشک است. نکته جالب توصیه پزشک برای جایگزین کردن دندان شکسته با ایمپلنت است! متعجب از توصیه دندانپزشک درباره هزینههای ایمپلنت و روکش از او جویا میشوم و پاسخ پزشک قانعم میکند که چرا به جای درمان دندان شکسته با روکش، به من پیشنهاد میدهد تا دندانم را بکشم و ایمپلنت کنم؛ قیمت روکش دندان ۶ میلیون تومان و قیمت ایمپلنت ۲۶ میلیون تومان است!
اگرچه بنا به توصیه دندانپزشک ایمپلنت یک عمر برایت کار میکند و روکش فقط چند سالی دوام میآورد، ترجیح میدهم دندان خودم چند سال بیشتر در دهانم باشد و از خیر ایمپلنت و هزینه ۲۶ میلیونی آن میگذرم.
وقتی تجربه توصیه به کشیدن دندان و ایمپلنت را با دیگران به اشتراک گذاشتم، متوجه شدم که این رویکرد تازه انگار در دستور کار خیلی از دندانپزشکان است تا جایی که به جای تلاش برای ترمیم دندان و استفاده از روشهایی مانند درمان ریشه و روکش به بیماران خود توصیه میکنند دندانشان را با ایمپلنت جایگزین کنند. نکته قابلتأمل اینکه درمان ایمپلنت هم همیشه موفقیتآمیز نیست و گاهی اوقات میتواند با شکست مواجه شود، حالا فکرش را بکنید هم بابت هر واحد ایمپلنت بالای ۲۰ میلیون تومان پول بدهید و هم در نهایت بیدندان شوید!
این تجربهای است که یکی از همکارانم در جریان درمان دندانش داشتهاست.
جای خالی دندان با ایمپلنت امریکایی
خانم سبحانی که سالها قبل دندان کرسی شماره ۶ خود را از دست دادهبود، تصمیم میگیرد تا جای خالی دندانش را با ایمپلنت پر کند و به همینخاطر به دنبال مرکزی میگردد که بتواند با خیال راحت ایمپلنت دندانش را به آنها بسپارد.
وی میگوید: «خالهام هم یکی از دندانهایش را ایمپلنت کردهبود، اما متأسفانه ایمپلنت موفق نبود و در نهایت بیدندان ماند! با وجود این، من تصور میکردم تجربه ناخوشایند خالهام به دلیل انتخاب مرکز نامناسب بودهاست، به همینخاطر خودم پرس و جو کردم تا مرکز معتبری پیدا کنم.»
خانم سبحانی پس از جستوجوی فراوان به مرکز دندانپزشکی میرسد که علاوه بر ایمپلنت کرهای ایمپلنت امریکایی هم داشته که چیزی حدود ۳۰ درصد از مدل کرهای آن گرانتر بودهاست.
وی ادامه میدهد: برای اطمینان خاطر ایمپلنت امریکایی را انتخاب کردم، اما چشمتان روز بد نبیند!»
تجربهای ناخوشایند
ظاهراً آقای دکتر دندانپزشک پایه ایمپلنت را در جای نامناسب کار میگذارد که موجب آزار و اذیت این خانم میشود و در نهایت برای خارج کردن پایه ناگزیر به جراحی میشود، اما در بین جراحی زیر زبان بیمار را هم سوراخ میکند و باعث میشود تا چند ماه نتواند غذا بخورد! در نهایت و بعد از تمام این دردسرها خانم سبحانی میماند و حفره بزرگی در دهانش که جای خالی همان دندانی است که قرار بود با ایمپلنت پر شود!
