ترس رضا شاه از این روحانی معروف
مدرس با آن عبای نازک و آن قبای کرباسی، اولتیماتومی که روسها و انگلیسیها به مجلس فرستاده بودند را پشت تریبون مجلس رد میکند و میگوید:«حالا که قرار است بمیریم چرا خودمان خودمان را بکشیم».
اسمش سید حسن طباطبایی زواره بود؛ مردی متدین و مجتهد. البته به سید حسن مدرس مشهور بود که در تدریس دیانت خود میگفت: «عاقل تا بصیرت پیدا نکند سزاوار نیست سخن بگوید»، او مدرس بود و به این بصیرت رسید و بعد از آن سخن ظلمستیزی و حقطلبی را در بلندگوهای مجلس فریاد زد. فریادی که حتی برای استیضاح رضاخان هم بلند شد. برای همین بود که رضاخان از مدرس میترسید. شاید این گفتار حضرت امام (ره) میزان ترس رضاخان از شهید مدرس را انتقال دهد.
