جانمایی صحیح یک طبقه اجتماعی در سینمای ایران بدون اینکه مبتلا به افراط و تفریط شوید، سالها بود که دیده نمیشد.
جوان آنلاین: جانمایی صحیح یک طبقه اجتماعی در سینمای ایران بدون اینکه مبتلا به افراط و تفریط شوید، سالها بود که دیده نمیشد. از علتالعِلَلِ این مسئله درست ندیدن زیست طبقه کارگر و به تبع آن درشتنمایی و سیاهنمایی از شرایط آنان است. افتادن به ورطه سطحیگری و اکتفا به اکسپلور اینستاگرام باعث میشود اطلاعات سازندگان از فقر در جامعه و شناخت طبقه کارگر به ابتذال منجر شود.
جدای از فیلمنامه «خیابان جمهوری» که قطعاً میتوانست بهتر چینش شود، پرداخت منوچهر هادی به زندگی طبقه کارگر و نحوه زیست کاراکتر اصلی شریف و منطبق با واقعیت این طبقه بود؛ زن کارگری که با خیاطی امرار معاش میکند و دلیل آمدنش به تهران همانند مابقی کارگران است. این طبقه به دلیل فرهنگ متوسطی که دارد، دارای سطحی از آسیبهای اجتماعی نیز است؛ موضوعی که در سایر آثار اینچنینی به ورطه افراط میافتد و باعث این میشود که مخاطب این قشر را به مثابه قاچاقچیهای حرفهای ببیند؛ موضوعی که در یک دیالوگ از زبان برادرِ کاراکتر اصلی نیز بیان شد.
برخلاف سایر فیلمهای جریان روشنفکری، زن علاوه بر اینکه شاغل است در عین حال در جستوجوی همسرش نیز است و با توجه به بیمهریای که با او صورت داده است هیچگاه تبدیل به ضدمرد نمیشود. مرد نیز در این فیلم به شکل واقعی و بیپرده پرداخت شده است؛ مردی که به همسرش خیانت کرده، مردی که سرمایهدار است و علاوه بر حمایتگریای که دارد به فکر منافع خود نیز است؛ مردی که صادقانه درخدمت زنِ کارگر قرار گرفته تا مشکلاتش را حل کند و مردی که برادرِ زن داستان است و علاوه بر بانمکی و طنزی که دارد، اما در سطح خود ورودی به برخی آسیبهای اجتماعی نیز دارد.
تمام این مختصات نشاندهنده این است که سازنده با شناختی واقعگرایانه از طبقه کارگر به سوی ساخت اثر رفته و به جای حرفهای گلدرشت و شعاری بسیاری در سینمای ایران، با پرداختی صحیح از زیسته این قشر سعی داشته قصه خود را روایت کند. علاوه بر کاراکتر اصلی که با بازی خیلی خوب الناز ملک به تصویر کشیده شد، نقش مکمل زن نیز هم در پرداخت شخصیتی و هم در ایفای نقش، توانست حال و هوای یک زن از طبقه فرودست جامعه را نمایندگی و به نقش اصلی در ایفای نقشش کمک کند.
