امریکا همیشه بر «خلع سلاح، تأیید و بازگشتناپذیری» اصرار داشته است، اما کره آن را «تسلیم» میبیند و کیم در ۲۰۲۲، سیاستهای هستهای کره شمالی را «ضامن بقا» اعلام کرده و حالا با زرادخانهای تخمینی ۵۰ تا۶۰ کلاهک هستهای، شرط را معکوس کرده است: «مذاکره بدون خلع سلاح»
جوان آنلاین: در عرصه پرتلاطم سیاست خارجی امروز، جایی که ترامپ به عنوان رئیسجمهور ایالات متحده بار دیگر بر صندلی قدرت نشسته است و وعدههای «اول امریکا» را با طعم جدیدی از واقعگرایی ارائه میدهد، صدایی از شرق آسیا برخاسته است. کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، در سخنرانی اخیر خود در مجمع عالی خلق در ۲۲- ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۵، اعلام کرد «خاطرات خوبی» از ترامپ دارد و آماده مذاکره مستقیم است، اما با شرطی کلیدی: امریکا باید «وسواس» خلع سلاح هستهای را کنار بگذارد. این اظهارات، تنها چند روز پس از اعلام سفر ترامپ به کره جنوبی در اواخر اکتبر مطرح شد. این موضع کیم که به عنوان «دعوتنامهای» برای بازنگری سیاست امریکا توصیف شده، فراتر از یک ژست دیپلماتیک است. آن را میتوان به عنوان نقطه عطفی در روابط امریکا و کره شمالی دید، جایی که پیونگیانگ برای اولین بار به صراحت پیشنهاد «همزیستی صلحآمیز» را بدون تسلیم هستهای مطرح میکند.
از «محور شرارت» تا «عشق در نگاه اول»
روابط امریکا و کره شمالی مانند رقصی پرتنش بر لبه پرتگاه، بیش از هفت دهه با سایه جنگ سرد و تهدیدهای هستهای گره خورده است. ریشههای این تنش به جنگ کره (۱۹۵۳- ۱۹۵۰) بازمیگردد، جایی که امریکا به عنوان متحد کره جنوبی در برابر نیروهای کمونیستی چین و شوروی ایستاد و آتشبس را بدون صلح پایدار به ارث گذاشت. در دهههای بعد، برنامه هستهای کره شمالی که از دهه ۱۹۸۰ با ساخت رآکتورهای تحقیقاتی آغاز شد، به عنوان تهدیدی برای واشینگتن ظاهر شد. تا سال ۱۹۹۴، مذاکرات «چارچوب توافقشده» تحت ریاست جمهوری بیل کلینتون، پیونگیانگ را وادار به توقف برنامه پلوتونیوم در ازای کمکهای نفتی و رآکتورهای آب سبک کرد، اما این توافق در سال ۲۰۰۲ با اتهامات دوجانبه به شکست انجامید. ورود دونالد ترامپ به صحنه سیاست امریکا در سال ۲۰۱۷، این روابط را به سطحی بیسابقه برد. آنچه ترامپ آن را «عصر عشق» نامید، با توهینهای متقابل آغاز شد: ترامپ کره شمالی را «موشکدار کوچک» خواند و کیم را «مرد موشکی»، در حالی که پیونگیانگ ترامپ را «سگ دیوانه» توصیف کرد. اما این تنشها به سرعت به دیپلماسی شخصی تبدیل شد. اولین دیدار امریکا و کره شمالی در سنگاپور (۱۲ ژوئن ۲۰۱۸) با وعده «خلع سلاح کامل شبهجزیره» و «تعهد به صلح» پایان یافت. ترامپ با دستدادن نمادین و وعده «آینده روشن»، کیم را به عنوان شریکی قابل اعتماد معرفی کرد. دیدار دوم در هانوی (فوریه ۲۰۱۹)، اما به بنبست رسید. ترامپ خواستار خلع سلاح گام بهگام در ازای رفع تحریمها شد، اما کیم بر رفع کامل تحریمها پیش از هر اقدامی اصرار ورزید. این شکست که ترامپ آن را «بدون توافق بهتر از توافق بد» خواند، روابط را به عقب راند، اما دیدار سوم در منطقه غیرنظامی (DMZ) در ژوئن ۲۰۱۹، ترامپ را به عنوان اولین رئیسجمهور امریکایی که پا به خاک کره شمالی گذاشت، معرفی کرد که از آن هم جز تبلیغات رسانهای چیزی درنیامد. در دوره بایدن، رویکرد تغییر کرد: تمرکز بر ائتلافسازی با کرهجنوبی و ژاپن بدون مذاکرات مستقیم با کرهشمالی. پیونگیانگ در پاسخ، بیش از ۱۰۰ آزمایش موشکی انجام داد و در سپتامبر ۲۰۲۲، قانون اساسی خود را برای «حقوق هستهای دائمی» تغییر داد. بازگشت ترامپ در ۲۰۲۵، با وعده «معامله قرن»، بار دیگر درها را باز کرد. کیم که تولید بمبهای هستهای را به ۱۵، ۲۰ عدد در سال رسانده، حالا از «خاطرات خوب» سخن میگوید، اما این بار بدون تسلیم. این تاریخچه نشان میدهد دیپلماسی ترامپ، هرچند نمادین بر پایه روابط شخصی بنا شده است، نه تضمینهای ساختاری. شکست هانوی، درس روشنی داد: بدون اعتماد متقابل، وعدهها به باد میروند. اکنون در ۲۰۲۵، با سفر ترامپ به سئول، آیا این چرخه تکرار میشود یا تکامل مییابد؟
تحریمهای فلجکننده: وعدههای امریکا و چرخه بدقولیها
