
گروه اندیشه: مرتضی گل پور با انتشار یادداشتش در روزنامه ایران، پرده از سناریویی بر می دارد که به نظر مرشایمر یک براندازی کلاسیک نام دارد. از نظر گل پور این فرآیندی است چهار مرحلهای که با تحریم آغاز شد و با کارزار گسترده «اطلاعات نادرست» به اوج رسید. سعید لیلاز معتقد است عمق این طراحی که پیشتر توسط رهبری هشدار داده شده بود، در غبار رسانهای دیماه ۱۴۰۴ از نگاه برخی پنهان ماند. اما آنچه محاسبات دشمن را بر هم زد، خبط استراتژیک ترامپ در توهین به هویت ملی ایرانیان بود. ادعای بازگشت ایران به «عصر حجر»، برخلاف انتظار، به «سرکنگبینی» بدل شد که صفرا فزود؛ موجی از خودباوری را در شبکههای اجتماعی برانگیخت و دوگانه تاریخی «تسلیمطلبی» و «مقاومت فرهنگی» را بازسازی کرد. در نهایت گلپور به بررسی این پرسش میپردازد که چگونه دفاع از دستاوردهای ملی، به خاکریز اول در برابر پروژه براندازی نرم و سخت تبدیل شده است. این مطلب را در ادامه می خوانید:
امروز هم این دو گرایش را میبینیم؛ عدهای مثل تقیزاده و آخوندزاده و پهلویها به مدرنیسم آمرانه و غربیشدن بیمحابا قائلاند. همین ها، وقتی ترامپ از «عصر حجر» میگوید، در هویت و تاریخشان دردی احساس نمیکنند. اما آن اکثریتی که ناگهان از این گزافه ترامپ به جوش و خروش و به میدان میآیند تا بگویند «به رغم کاستیها و ضعفها، ما ملتی هستیم دارای تاریخ و درحال پیشرفت اگر تو؛ استکبار خودبزرگبین غرب بگذاری»؛ دارند از هویت و تاریخ خود دفاع میکنند.
قصه ۲۰۰ سال گذشته ما همین است؛ قصه تسلیمطلبی فرهنگی و قصه مقاومتجویی فرهنگی. تاریخ درباره دو سوی امروز این جبهه فرهنگی، همانطور قضاوت خواهد کرد که درباره دو سوی جنگی که در میدان نبرد نظامی بر ما تحمیل کردهاند.
۲۱۶۲۱۶
