ترامپ در «راه‌بندان استراتژیک»

«راه‌بندان استراتژیک» وضعیتی است که امریکا نه می‌تواند به راحتی عقب‌نشینی کند و نه می‌تواند به سمت درگیری مستقیم حرکت کند، زیرا هزینه آن غیرقابل پیش‌بینی و بالقوه فاجعه‌بار است؛ این یک بازی با حاصل جمع منفی است، جایی که همه گزینه‌ها بد هستند و بهترین انتخاب، همان گزینه‌ای است که قبلاً کنار گذاشته شده بود

تاریخ انتشار: ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ – ۲۳:۵۰

«راه‌بندان استراتژیک» وضعیتی است که امریکا نه می‌تواند به راحتی عقب‌نشینی کند و نه می‌تواند به سمت درگیری مستقیم حرکت کند، زیرا هزینه آن غیرقابل پیش‌بینی و بالقوه فاجعه‌بار است؛ این یک بازی با حاصل جمع منفی است، جایی که همه گزینه‌ها بد هستند و بهترین انتخاب، همان گزینه‌ای است که قبلاً کنار گذاشته شده بود

جوان آنلاین: در سیاست خارجی امریکا، برخی اشتباهات صرفاً خطا نیستند؛ بلکه لحظاتی تعیین‌کننده‌اند که نشان می‌دهند چگونه ترکیبی از غرور، ساده‌سازی واقعیت و تأثیرپذیری از متحدان خاص می‌تواند یک قدرت را به بن‌بست بکشاند. وضعیت دونالد ترامپ در قبال ایران را باید دقیقاً در همین چارچوب دید؛ نه یک بحران ناگهانی، بلکه نتیجه روندی از تصمیمات شتاب‌زده، تحلیل سطحی و بی‌توجهی به تجربه تاریخی. برای نزدیک به نیم قرن، از زمان انقلاب ۱۹۷۹ ایران، رؤسای جمهور امریکا از جیمی کارتر تا جو بایدن با وجود اختلافات عمیق، از ورود به جنگ مستقیم با ایران پرهیز کردند. این پرهیز حاصل درکی واقع‌گرایانه از پیچیدگی ژئوپلیتیکی، توان منطقه‌ای ایران و هزینه غیر قابل پیش‌بینی یک درگیری تمام‌عیار بود. ترامپ، اما این سنت را نه به عنوان یک هشدار تاریخی، بلکه به عنوان نشانه‌ای از «تردید» یا «ضعف» تعبیر کرد و همین نقطه آغاز پایان او بود. 

توهم معامله‌گر

یکی از بزرگ‌ترین خطا‌های ترامپ، تلاش برای اعمبه طرف مقابل منتقل کند. نادیده گرفتن این واقعیت، نه یک اشتباه ساده، بلکه یک شکست تحلیلی عمیق بوده است. 

در این میان، نمی‌توان نقش بنیامین نتانیاهو را نادیده گرفت. نخست‌وزیر اسرائیل سال‌هاست که ایران را به عنوان تهدیدی وجودی معرفی می‌کند و تلاش کرده سیاست امریکا را به سمت تقابل مستقیم سوق دهد. در دوره ترامپ، این تلاش‌ها به شکلی بی‌سابقه موفقیت‌آمیز بود. نتانیاهو به خوبی درک کرده بود که ترامپ به روایت ساده، تهدید اغراق‌آمیز و راه‌حل سریع علاقه دارد. او با ارائه تصویری از ایران به عنوان بازیگری که تنها با فشار شدید عقب‌نشینی می‌کند، توانست ذهنیت ترامپ را شکل دهد. خروج از برجام، تشدید تحریم‌ها و حتی لحن تهاجمی‌تر کاخ سفید، همگی در راستای همین چارچوب قابل تحلیل‌اند. اما مشکل اینجا بود که آنچه برای اسرائیل ممکن است یک استراتژی قابل قبول باشد، الزاماً برای امریکا با تعهدات جهانی و هزینه گسترده‌تر، عقلانی نیست. ترامپ در اینجا نه‌تنها استقلال تصمیم‌گیری خود را تضعیف کرد، بلکه عملاَ در زمینی بازی کرد که قواعدش را دیگران تعیین کرده بودند. 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *