15 / 10 /1404
در پی انتشار توییت اخیر دونالد ترامپ درباره تحولات داخلی ایران، بار دیگر مسئله «مداخلهگری خارجی» و نقش شبکههای اجتماعی در تشدید فشارهای سیاسی علیه جمهوری اسلامی ایران به کانون توجه رسانهها و تحلیلگران بازگشته است. این اظهارنظر که با لحنی هشدارآمیز و مداخلهجویانه منتشر شد، در حالی مطرح میشود که جمهوری اسلامی ایران طی دهههای گذشته همواره نسبت به هرگونه دخالت بیرونی در امور داخلی خود هشدار داده و آن را نقض آشکار حاکمیت ملی کشورها دانسته است. با این حال، تجربه نشان داده است که مقامات آمریکایی، بهویژه در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، بارها از بستر رسانههای نوین برای ارسال پیامهای سیاسی، امنیتی و حتی تهدیدآمیز استفاده کردهاند؛ پیامهایی که بیش از آنکه در چارچوب دیپلماسی رسمی قابل تفسیر باشد، در حوزه جنگ روانی و مدیریت ادراک عمومی معنا پیدا میکند.
توییت اخیر ترامپ نیز از همین جنس است؛ موضعگیریای که در ظاهر با ادبیاتی اخلاقی و با ادعای حمایت از مردم ایران بیان میشود، اما در لایههای پنهان خود حامل پیامهایی آشکار ب دکترای رشته ارتباطات و تحلیلگر رسانه و فضای مجازی انجام دادهایم. فخرایی با تمرکز بر تحلیل گفتمان انتقادی و دیپلماسی دیجیتال، معتقد است توییت اخیر ترامپ را نمیتوان یک واکنش احساسی یا موضعگیری مقطعی دانست؛ بلکه باید آن را بخشی از یک راهبرد ارتباطی هدفمند برای بازتولید گفتمان سلطه و اعمال فشار چندلایه بر جمهوری اسلامی ایران ارزیابی کرد. گفتوگوی پیشرو تلاشی است برای واکاوی دقیقتر این توییت جنجالی؛ از بررسی زبان و چارچوببندی پیام گرفته تا تحلیل زیرمتنهای قدرت و پیامدهای آن در عرصه سیاست خارجی و افکار عمومی. در این مصاحبه، سجاد فخرایی توضیح میدهد که چگونه یک پیام کوتاه در فضای مجازی میتواند به ابزاری برای اعمال نفوذ، تشدید تنش و بازتعریف روایتهای سیاسی تبدیل شود و چرا باید چنین اظهاراتی را نه صرفاً یک توییت، بلکه بخشی از یک «اقدام مداخلهجویانه نرم» تلقی کرد.
