وی در این کتاب که در اوج اقتدار لیبرالیزم و پس از پایان جنگ سرد نوشته شد؛ عنوان کرد: «آنچه شاهدش خواهیم بود نقطه پایان تکامل ایدئولوژیک بشریت و جهانی شدن اندیشه لیبرال دموکراسی غربی به عنوان آخرین شکل حکومت بشری است».
کتاب پایان تاریخ در واقع پاسخی به کمونیستها محسوب میشد که کمونیزم را آخرین مرحله پیشرفت ایدئولوژیک بشریت میدانستند. اما وی در مهر ماه سال ۱۳۹۳ در برنامه «هاردتاک» یا «گفتگوی صریح» تلویزیون BBC حرفهای جدیدی در مورد نظریات پیشین خود به زبان آورد. فوکویاما در این برنامه با طرح این سؤال که: «آیا تاریخ هنوز هم به سمت لیبرال دموکراسی پیش میرود یا نظام جایگزینی پیدا میشود که میتواند وضعیت را بهتر کند؟» با اشاره به وضعیت رشد کشورهایی از قبیل: چین و روسیه اذعان میکند: «من فکر نمیکنم که جهت تاریخ هنوز هم به سمت لیبرال دموکراسی باشد»
در این مجال به دنبال واشکافی نظریات فوکویاما و طرح نظریههای انتقادی در این زمینه نیستیم، اما روی کار آمدن دونالد ترامپ به عنوان چهل و پنجمین رئیس جمهور امریکا تردیدهایی را در حوزه عملی نسبت به صحت عمل و نظر این اندیشهها به وجود آورد، به نحوی که واکاوی بررسی رفتار و افکار ترامپ میتواند ما را به پیوندی معنادار به نقدهای فوکویاما بر نظریات پیشین خود در مورد پایان تاریخ و رسیدن بشریت به ایدئولوژی متکامل لیبرال دموکراسی غربی و ناتوانی این اندیشه در برقراری صلح و امنیت در جهان به رهبری امریکای ترامپ برساند. به این معنی که روی کار آمدن دونالد ترامپ با ویژگیهای منحصر به فرد مانند «خود محوری»؛ لیبرال دموکراسی را علاوه بر چالش نظری با چالش عملی در زمینه نجات جامعه جهانی از نابسامانیها و رساندن بشر به رستگاری نیز مواجه کرده است.
