بعد از تصویب قانون الزام اخراج نظامیان امریکایی در پارلمان عراق، نیروهای امریکایی به عنوان نیروی اشغالگر شناخته میشدند. مقاومت هم اعلام کرد که اشغالگری را نمیپذیرد. گروههای مقاومت بیشتری شکل گرفت و حاج ابومهدی در تشکیل این گروهها نقش کلیدی را ایفا کرد. شاید همه گروههای مقاومتی که حاج قاسم تشکیل داد با همراهی و با کمک و حضور در صحنه حاج ابومهدی شکل گرفت.
جوان آنلاین: عدنان ابراهیم محسن از رزمندگان سپاه بدر بود که بعد از سقوط رژیم صدام به عراق برگشت و در سپاه بدر کنار حاج ابومهدی ماند. او پیش از حضور در حشدالشعبی کارش را در آموزشوپرورش دولت عراق رها کرد و تمام وقتش را با حاج ابومهدی گذراند و پس از مدتی معاون رئیس ستاد در امور عملیاتها شد و در حال حاضر بعد از شهادت حاج ابومهدی المهندس و انتصاب ابوفدک به جای ایشان، دستیار ابوفدک در امور عملیاتهاست. وی در این گفتگو از نحوه همکاری با ابومهدی و آشنایی با حاج قاسم و نقش آنها در پیروزیهای مردم عراق علیه اشغالگران و تکفیریها میگوید.
چطور شد به حشدالشعبی پیوستید و همکار شهید ابومهدی شدید؟
حاج ابومهدی از همان ابتدای تشکیل حشدالشعبی از نیروهایهای باتجربه و مجاهدین قدیمی دعوت کرد تا به او بپیوندند، من که از روزهای ابتدای تشکیل سپاه بدر در دوران جنگ تحمیلی رژیم بعث علیه ایران، رفیق و همراه او بودم، طبیعی بود که به دعوتش پاسخ گویم. من بعد از سقوط صدام به عراق برگشتم و پیش از حضور در حشدالشعبی، معاون آموزشوپرورش دولت عراق بودم. بعد از دعوت ابومهدی کارم را رها کردم و تمام وقتم را با حاج ابومهدی گذراندم و پس از مدتی معاون ایشان شدم. او مرا به عنوان دستیار ویژه عملیاتها معرفی کرد. مدتی بعد به عنوان نایب رئیس ستاد با ایشان ادامه همکاری دادم. کمی بعد حاج ابومهدی رئیس ستاد شد و من معاون رئیس ستاد در امور عملیاتها شدم. بعد از شهادت ابومهدی حاج ابوفدک جایگزین ایشان شد و من در حال حاضر دستیار ابوفدک در امور عملیاتها هستم. امیدوارم در این مسئولیتها بتوانم به خوبی انجام وظیفه کنم و راه شهدای مقاومت را ادامه بدهم.
با حاج ابومهدی المهندس در ایران آشنا شدم، هر دو نفر داوطلبانه عضو سپاه بدر شدیم. او در کویت بود و بعد از تشکیل سپاه بدر به جمهوری اسلامی ایران مهاجرت کرد. در آنجا برخی به عنوان معلم و مربی عقیدتی و برخی به عنوان مربی نظامی انتخاب میشدند. من مربی عقیدتی بودم و با ابومهدی که در کلاس عقیدتی شرکت کرده بود، آشنا شدم. در ادامه معلوم شد ما دوره تاریخی مشترکی داریم، هر دو نفر عضو حزب الدعوه بودیم، او از جوانان فعال و روشنفکر و پرورش یافته جنبش اسلامی و از مقلدان و مریدان شهید محمدباقر صدر بود، همانطور که من بودم. مسئول ما در حزبالدعوه یک نفر به نام صلاح عباس بود بدون اینکه خودمان بدانیم. هر دو نفر تحت تعقیب رژیم بعثی بودیم، ایشان به کویت رفته بود و من به ایران مهاجرت کردم. خلاصه اینکه معلوم شد دوستی ما سابقهدار است. در سپاه بدر همه ما زیر نظر برادر اسماعیل دقایقی و بعد از آن برادر شمس بودیم. حدود ۱۰ سال هم مسئولیت فرماندهی سپاه بدر را برعهده داشتم. بعد از ۱۰ سال که من استعفا دادم، حاج ابومهدی به فرماندهی سپاه بدر انتخاب شد. فرماندهی میدانی به عهده حاج ابومهدی بود و فرماندهی کل هم که بیشتر جنبه تشریفاتی و نظارتی داشت، در اختیار سیدمحمد باقر حکیم بود.
نقش حاج قاسم و حاج ابومهدی در گسترش گروههای مقاومت در عراق چه بود؟
بعد از تصویب قانون الزام اخراج نظامیان امریکایی در پارلمان عراق، نیروهای امریکایی به عنوان نیروی اشغالگر شناخته میشدند. مقاومت هم اعلام کرد که اشغالگری را نمیپذیرد. گروههای مقاومت بیشتری شکل گرفت و حاج ابومهدی در تشکیل این گروهها نقش کلیدی را ایفا کرد. شاید همه گروههای مقاومتی که حاج قاسم تشکیل داد با همراهی و با کمک و حضور در صحنه حاج ابومهدی شکل گرفت. ابومهدی از زمان دریافت حکم فرماندهی سپاه بدر با حاج قاسم ارتباط داشت. حاج قاسم با کمک حاج ابومهدی از عراق حمایت میکرد تا اینکه داعش وارد عراق شد و موصل را اشغال کرد، فتوای جهاد صادر شد. اینجا ضرورت گسترش مقاومت در برابر خطر داعش احساس شد و آنقدر گسترش پیدا کرد که تعداد داوطلبان به صدها هزار و شاید فراتر از یک میلیون نفر میرسید، آنها در پاسخ به فتوای مرجع عالیقدر جهان تشیع آیتالله سیدعلی سیستانی، داوطلب شدند. در آنجا حاج ابومهدی در رأس فرماندهی قرار داشت در این فکر بود که چگونه از آنها استفاده کند و بهکارگیری این نیروها بدون پشتیبانی و کمک جمهوری اسلامی ایران و شخص حاج قاسم ممکن نبود.
با فرمانده شهید حاج قاسم سلیمانی از چه زمانی آشنا شدید؟
بعد از اینکه حاج قاسم فرماندهی سپاه قدس را بر عهده گرفت با ایشان آشنا شدم. حاج قاسم در اولین روزهای شروع بهکارشان رویکرد خوبی نسبت به عراقیها داشت و در اولین جلسه در قرارگاه قدس با حاج قاسم دیدار کردیم. در این دیدار حاج ابومهدی و حاج ابوحسن و حاج ابومصطفی و دیگر کادریهای سپاه بدر حضور داشتند. تقریباً مصادف با زمانی بود که امریکا به عراق حمله کرده بود. ما نیز به عنوان سپاه بدر در حال آماده کردن خودمان برای استفاده از فرصت جنگ میان صدام و امریکا بودیم. جلسات مفصلی برای تعیین نقشه راه برگزار شد که اگر حکومت به دلیل حمله امریکا سقوط کرد، چه کاری باید انجام داد؟ پس از سقوط رژیم بعثی، همکاری ما بیشتر شد. اگر حاج قاسم جلسهای برگزار میکرد قطعاً حاج ابومهدی هم حضور داشت، این دو نفر از هم جدا نبودند. حاج قاسم بهترین پشتیبان و مشاور برای عراق بود. نقشهها و تدابیر ایشان پیروزیهای بزرگی را برای ما رقم زد.
