
اقتصاد۲۴-درحالیکه در ادبیات فارسی میتوان ضربالمثلی، چون «آدم عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود» را یافت، همچنان در عرضه سیاستگذاری شاهد هستیم کهعدم درک صحیح یک مساله، تکرار متداوم یک اشتباه را به بار میآورد. مساله قیمتگذاری و عرضه یارانه یکی از همین مسائل است که با گذشت بیش از پنجدهه از بروز نشانههای شکست آن، شاهد هستیم که هنوز نیز در بر پاشنه اصرار بر این سیاست میچرخد. در تازهترین نمونه، دستگیری فردی که در استان خراسان شمالی، ماهانه ۱۰هزار قرص نان میخرید خبرساز شد.
در ادامه این خبر آمده است که مدیر جهاد کشاورزی آن منطقه ایجاد صفهای طولانی را به گردن امثال این فرد میاندازد و از تشکیل پرونده قانونی علیه او خبر میدهد. این درحالی است که دانشجوبان اقتصاد در اولین درسهای خود میآموزند که تعیین قیمت دستوری پایینتر از نرخ بازار به کمبود و ایجاد صف منتهی میشود و از طرفی انگیزهها برای دور زدن سازوکار دستوری قیمت را افزایش میدهد. آمارها حاکی از آن است که سالانه معادل ۵درصد از بودجه عمومی کشور صرف یارانه نان میشود؛ درحالیکه این یارانه به کنترل تورم نان کمکی نکرده است.
بر این اساس درحالیکه از سال ۱۴۰۰ تا به امروز شاخص قیمتها ۱۰۶درصد رشد داشته، شاخص بهای نان و غلات افزایش ۱۱۳درصدی را تجربه کرده است. بیتوجهی سیاستگذاران به این نکته منجر به این شده است که نه تنها بخش نان، بلکه صنعت کشور نیز شاهد اینگونه رفتارهای خارج از قاعده باشد؛ رفتارهایی که علت آن را باید در مراکز تصمیمگیری کشور جستوجو کرد، نه سودجویی افراد.
