تخریب نوستالژی با سینما

«بلفاست» ساخته اخیر کنث برانا در تلاش بود تا بهترین تصویر ممکن از نوستالژی کودکی‌اش را به نمایش بگذارد؛ اما آیا او توانست در وهله اول فیلم سروشکل داری بسازد؟

«بلفاست» ساخته اخیر کنث برانا در تلاش بود تا بهترین تصویر ممکن از نوستالژی کودکی‌اش را به نمایش بگذارد؛ اما آیا او توانست در وهله اول فیلم سروشکل داری بسازد؟

سوره سینما – چرا «بلفاست» (Belfast) فیلم -به اصطلاح- زندگی‌نامه ای کنث برانا با آهنگ‌هایی از ون موریسن این‌قدر بی روح است؟ آهنگ‌های موریسن هیچ قرابت معنایی با خاطرات کودکی برانا در ۱۹۶۹ ایرلند شمالی ندارد. فیلم برانا در ابتدا تصویر رنگی از بلفاست امروز می‌سازد و ناگهان با فلش بک به دوران قدیم، سیاه و سفید می شود. این گونه از فلش بک ها را فیلمسازان تقلید گر با نمونه برداری از تغییر رنگ در «پدرخوانده ۲» ارائه می کردند. این تاکتیک قوه تخیل توخالی برانا و بدتر از آن مصنوعی بودنش را نشان می‌دهد.

تمرکز فیلم بر کاراکتر «بادی» است (پسرکی با چشمان بزرگ، موی طلایی و صورتی معصوم) که یکی از نمونه‌های بارز سو استفاده هالیوودی از کودک/بازیگر است. برانا در اینجا سعی می‌کند تا احساسات بینندگان نسبت به معصومیت را بازیچه قرار داده تا ضعف‌های فیلم را پشت آن پنهان کند. ساده‌لوحی «بادی» توهینی است به هرکسی که شیفته خاطرات کودکی‌اش نیست. سادگی این کودک که استعاره ایست از جهل برانا در نوستالژی، کودکی است نادان بمانند فیلمی که او را اهرم قصه کرده است.

منبع  : سوره سینما

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *