
به همت انتشارات زحل؛
«تخت شماره ۹» روانه بازار نشر شد
قم- رمان «تخت شماره ۹» نوشته طیبه مرادی از سوی انتشارات زحل در تابستان ۱۴۰۵ به چاپ رسید.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در قم، بعضی رمانها با حادثه آغاز نمیشوند؛ با یک حال آغاز میشوند. با سایهای از اندوه، با سکوتی که بیش از هر جملهای معنا دارد، با حضوری که هنوز خود را به تمامی آشکار نکرده اما از همان ابتدا حس میشود قرار است چیزی را در جان خواننده تکان دهد. «تخت شماره ۹» از همین دست آثار است؛ رمانی که نه با شتاب در روایت، بلکه با صبوری در فضاسازی و با تکیه بر احساس، مخاطب را آرامآرام به جهان خود نزدیک میکند؛ جهانی که در آن رنج، حافظه، سکوت و تابآوری درهم تنیدهاند.
این کتاب، در ظاهر ممکن است روایتی از یک موقعیت خاص به نظر برسد؛ موقعیتی انسانی که با درد، مراقبت، فرسودگی و انتظار گره خورده است. اما آنچه «تخت شماره ۹» را از یک روایت صرف فراتر میبرد، توانایی آن در نفوذ به لایههای ناپیدای روح انسان است. رمان، بیش از آنکه فقط از رخدادها سخن بگوید، به آنچه در پس رخدادها میگذرد نزدیک میشود؛ به آن بخشی از زندگی که معمولاً در سکوت میگذرد، در نگاهها پنهان میماند و در دل آدمها تهنشین میشود. از همین رو، این اثر نه فقط داستانی برای خواندن، بلکه تجربهای برای حس کردن است.شخصیت اصلی از همان ابتدا بهطور کامل به خواننده معرفی نمیشود. نویسنده به عمد از شرح مستقیم فاصله میگیرد و بهجای آن، تصویری تدریجی و مهآلود از او میسازد؛ تصویری که در آن یک خستگی خاموش، اندوهی فروخورده و زخمی کهنه حضور دارد، بیآنکه همهچیز به زبان آورده شود. خواننده با شخصیتی روبهرو میشود که ظاهراً در دل زندگی ایستاده، اما چیزی در درون او آرام نگرفته است. گویی گذشتهای دور یا زخمی خاموش، هنوز در لحظه اکنون نفس میکشد و سایهاش را بر همهچیز انداخته است.خلق اندوهی نجیب، سنگین و ماندگار. اندوه در این کتاب، احساسی سطحی یا گذرا نیست؛ در تار و پود روایت نشسته است. در بعضی سکوتها، در مکثهای کوتاه، در جملههایی که نیمهتمام میمانند و در لحظههایی که به ظاهر سادهاند، اما ناگهان بار عاطفی عمیقی پیدا میکنند. نویسنده رنج را توضیح نمیدهد، آن را به نمایش نمیگذارد و از آن شعار نمیسازد؛ بلکه اجازه میدهد خواننده آن را احساس کند. همین خویشتنداری در روایت، به اثر قدرتی ویژه بخشیده است.
