به مانند همیشه، کسی در میان این همه دستگاه مدعی و متولی خرد و درشت موضوع را دنبال نکرد و به یک سری کارهای عمدتا نمایشی و داخلی برای رفع تکلیف اکتفا شد.
حالا خبر امد یک گروه غیردولتی، علیه دولت ایران به خاطر حوادث دی ۱۴۰۴ از همین سازوکار استفاده و جنگ حقوقی علیه جمهوری اسلامی ایران را اغاز کرده است. روسیاهی این خبر و تحول میماند برای متولیان امر در حوزه سیاست خارجی و شوراهای تصمیم گیر و مجریان عرصه دیپلماسی که حتی در حد یک کنشگر غیردولتی توان و سواد حقوقی و ابتکار عمل نداشتند.
این اولین بار نیست و بار آخر هم نخواهد بود که پیشنهادات عملی از سوی صاحبان سیاست خارجه کشور با بی عملی مواجه می شود؛ از شکایت علیه میانمار در دیوان لاهه بخاطر مسلمان کشی، و شکایت علیه اسرائیل و حامیانش در لاهه و همراه شدن با افریقای جنوبی تا تشکیل کمیسیون تحقیق و دادگاه ویژه ملی. در عوض، در شیپور وکالت گرفتن های بیثمر کف خیابان و عددسازی و کارهای مصرف داخلی فلان «مرکز» دمیده میشود.
سوال ان است با وجود نقد این همه کمکاری از سوی رهبر شهید و دستورات مصرح رهبر دوم و سوم بر پیگیری این امور تا کی قرار است دستگاههای پیدا و پنهان متولی سیاست خارجی از شوراهای تصمیمگیر تا دیپلماتهای حقوقی و دیگران کاری در عرصه عدالتخواهی جهانی نکنند و تنها نظاره گر باشند و حقوق بگیرند بی انکه برای استیفای حقوق ملت ایران لاقل در حد گروههای غیردولتی رقیب کاری کنند.
آیا پاسخگویی هست؟
