
هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی یک کشور در جریان جنگ، یکی از پیچیدهترین و بحثبرانگیزترین موضوعهای حقوق بینالملل معاصر است؛ حقوق بشردوستانه بینالمللی (IHL) که عمدتا در کنوانسیونهای ژنو ۱۹۴۹ و پروتکلهای الحاقی ۱۹۷۷ تجلی یافته، چارچوب اصلی ارزیابی این اقدامها را فراهم میکند.
از منظر حقوق بینالملل، هدف قرار دادن زیرساختها براساس اصول بنیادین تمایز (Distinction)، تناسب (Proportionality) و احتیاط (Precaution) سنجیده میشود؛ طبق اصل تمایز، حملهها فقط به «اهداف نظامی» مجاز است؛ یعنی اهدافی که با طبیعت، موقعیت، هدف یا استفادهشان، نقش موثر در عملیات نظامی داشته باشند و نابودی یا تصرف آنها مزیت نظامی قطعی ایجاد کند؛ حتی در این موارد، حمله نباید منجر به آسیب غیرمتناسب به غیرنظامیان و اشیا غیرنظامی شود؛ علاوه بر این، ماده ۵۴ پروتکل الحاقی اول به صراحت حمله به اشیایی مانند تاسیسات آب، برق و کشاورزی را که برای بقای جمعیت غیرنظامی ضروری هستند، ممنوع کرده است.
در جنگهای مدرن، ارزیابی این اقدامها با چالشهای جدی مواجه است؛ در عین حال، آثار غیرمستقیم حملهها مانند قطع گسترده برق که منجر به اختلال در بیمارستانها، تامین آب و امنیت غذایی میشود، ارزیابی تناسب را پیچیدهتر میکند.
