
به گزارش مجله خبری نگار،اگر حوصله خواندن این یادداشت را ندارید و دوست دارید، همین ابتدای کار نظر یک روزنامه نگار و دنبال کننده حرفهای تئاتر را درباره «خون بس» بدانید باید کوتاه و مختصر بگویم که نمایش خودِ کارکتر صابر ابر بود؛ متفاوت، شلوغ پلوغ، بی تفاوت نسبت به متر و معیارها و البته با چاشنی خوش سلیقگی. گفتم خود کارکتر صابر ابر، چون او هم بازیگر است، هم پادکست دارد، هم جالب مینویسد، هم در کار درآوردن کتاب است هم به تازگی استودیو لباس و طراحی مبلمان زده اما، در همه اینکارها موفق نیست؛ در برخی شان واقعا خوش سلیقه است و در برخی هم انگار فقط به قصد تجربه کردن وارد شده است. درست مثل نمایشش، همه چیز را باهم دارد، اما الزاما یک اثر عالی و دیدنی نیست. طراحی صحنه خوب که بخش زیادی از آن به ظرفیتهای تالار وحدت برمیگردد، طراحی نور و دکور متفاوت و پرزرق وبرق، استفاده از بازیگران سرشناس، متن نسبتا قابل قبول و موسیقی خوب. اما انگار این مجموعه قابل قبول نتوانسته یک اثر منسجم و دیدنی از کار دربیاید و نتیجه اینکه مخاطب در بخش هایی، حس تماشای یک کار شلخته و ملغمهای از هرچیزی را دارد. به بیان دیگر تک تک اجزای نمایش، خوب و قابل قبول بود، اما انگار در کنار یکدیگر، به اصطلاح کار درنیامده بود.
