وقتی خبر آوردن حسن به شهادت رسیده با چشمانی گریان دستان را به سمت آسمان بلند کردم و گفتم: «خدایا حسن مرد خدا بود و شایسته شهادت. این هدیه کوچک را از من قبول کن.»

وقتی خبر آوردن حسن به شهادت رسیده با چشمانی گریان دستان را به سمت آسمان بلند کردم و گفتم: «خدایا حسن مرد خدا بود و شایسته شهادت. این هدیه کوچک را از من قبول کن.»
وقتی خبر آوردن حسن به شهادت رسیده با چشمانی گریان دستان را به سمت آسمان بلند کردم و گفتم: «خدایا حسن مرد خدا بود و شایسته شهادت. این هدیه کوچک را از من قبول کن.»
