اقتصادنیوز: گروهی از سیاستگذاران بخش مسکن برای جلوگیری از «اصلاح سیاستی» در مسیر تامین سرپناه برای محرومان، ادعایی را درباره «مسکنمهر» مطرح کردهاند که از پایه اشتباه است. این ادعا و سه تفاوت «مثلث تامین مالی مسکن حمایتی» دهه۱۴۰۰ با دهه۹۰ بررسی شد.
فرید قدیری:
![]()
به گزارش اقتصادنیوز، «فرید قدیری» معاون سردبیر روزنامه دنیای اقتصاد در گزارشی در این روزنامه نوشت:
مدافعان «دخالت دولت در بخش مسکن برای تامین سرپناه کمدرآمدها» بعداز اطلاع از اینکه طی یکسالونیم گذشته یک «اصلاح اساسی سیاستی» برای پاسخ به نیاز کمدرآمدها صورت گرفته، بهتازگی دست به «تحریف واقعیت ۲۰ ساله کارنامه دولت» زدهاند تا پروندههای باز دو طرح مسکنسازی دولتی را توجیه کنند.
طی ۸سال گذشته که دولتها با عناوین مشابه «مسکنملی»، سیاست «مسکنسازی دولتی روی زمین ۹۹ساله با استخدام پیمانکاران ساختمانی» را اجرا کردند، اهداف مدنظرشان محقق نشد. این سیاست، نسخه کپیشده «مسکنمهر» بود و فقط اسمها عوض شد؛ مقطعی با عنوان «نهضت ملی» و سپس «اقدام ملی» و «مسکن ملی». اکنون یک ادعا مطرح است مبنیبر اینکه «اگر سیاست مسکن ۹۹ساله در سالهای اخیر همچون زمان مسکنمهر، توسط دولت جدی گرفته میشد و درست به اجرا درمیآمد، خانهها سرموقع و با قیمت ارزان در اختیار افراد قرار میگرفت».
بررسیهای «دنیایاقتصاد» درباره این ادعا نشان میدهد، صرفنظر از واقعیتهای بخش مسکن و اقتصاد خانوارها در سالهای اخیر، همان «مسکنمهر» که کل اقتصاد در خدمت آن بود هم هنوز بعد از ۲۰سال از شروع طرح «تمام نشده است». طبق یک آمار رسمی، در حال حاضر ۱۲۵هزار و ۱۱واحد مسکونی از طرح مسکنمهر در ۳۱استان کشور «ناتمام» و در انتظار «تزریق پول و یارانه بیشتر» است. بنابراین اصل ادعا، زیر سوال است.
از سال۸۶ تا دستکم سال۹۲، «همه امکانات و منابع دولت»، «عمده منابع شبکهبانکی»، «یک خطاعتباری عظیم از بانکمرکزی» و همچنین «پساندازهای ۲میلیون خانوار» در خدمت طرح مسکنمهر بود؛ اما حدود نیمی از واحدهای این طرح ساخته شد؛ بهطوریکه حدود یکمیلیون از خانههای طرح مسکنمهر در دولتهای ۱۱ و ۱۲، طی ۸ سال منتهی به ابتدای دهه ۱۴۰۰ تکمیل شد و مابقی پروژههای آن نیز به ارثیه دولتهای تبدیل شد؛ بهطوریکه امروز پساز ۲۰سال از آغاز آن طرح، هنوز ۵.۵درصد طرح روی زمین مانده و تبدیل به مسکن نشده است. به این ترتیب، طرحی که گفته میشود در خانهدار کردن به موقع خانهاولیهای محروم، «موفقیتآمیز» بود و باید الگوی دولتهای بعداز دولتنهم میشد، در واقعیت «ناموفق» بوده است؛ آن هم در عصر «درآمدهای نفتی سرشار» و جیب پرپول دولت.
