برخی انحصارگرایان از همینحالا پیامهای خاص میفرستند! حزب کارگزاران که خودشان خاتمی را به این دلیل که با سفارش او رئیسجبهه اصلاحات تعیین شد، به استالین و رجوی تشبیه کردند و او را دیکتاتور نامیدند، حالا در روزنامه سازندگی برای تصمیمات شورای شهر که با رأی مردم بر سر کار آمدهاند، خطونشان میکشند. دیگری گمان کرده است دولت سایه لزوماً یک دولت است و قدرت اجرایی دارد، و نافهمی خود را از اینکه دولت سایه مانند یک پژوهشگاه یا اندیشکده است با هشدار در اینکه دولت آینده دولت سایه نمیخواهد، نشان داده است. این انحصارگرایی و دیکتاتوربازی در روزهای آینده شتاب هم خواهد گرفت
جوان آنلاین: اصلاحطلبان که به توهم خود را عامل پیروزی پزشکیان مینامند نقاب دموکراتیک خود را از چهره برداشتهاند و نسخههایی را برای کشور میپیچند که فراتر از یکدستی و خالصسازی، میتوان بیاغراق گفت که صدای پای دیکتاتوری و انحصارگرایی را به گوش میرساند. یک رسانه کارزار برکناری شهردار راه میاندازد، یک کانال تلگرامی خاطره تاجزاده از دولت خاتمی و نظرش را برای تقسیم کل حاکمیت بین دو جناح بازخوانی میکند، فلان فعال سیاسی اصلاحطلب میگوید باید بساط دولت سایه برچیده شود، آن روزنامهنگار اصلاحطلب نگران تصمیمات سرپرست ریاست جمهوری است که مباد کسی بر سر کاری رود که اصلاحطلبان نمیپسندند!
برخی انحصارگرایان از همینحالا پیامهاا محدود کنیم. چارهای جز شایستهسالاری نداریم.» سخنان عارف را میتوان همان تئوری همیشگی اصلاحطلبان دانست در زمانی که رأی نیاوردهاند، اما پاسخ غلامعلی حدادعادل به او، وصف دقیق همان کاری است که اصلاحطلبان پس از رسیدن به قدرت انجام میدهند: «با عارف موافقم که کشور با شایستهسالاری اداره شود، ولی بعد از اینکه خاتمی رئیسجمهور شد و دولت را از هاشمی گرفتند، چه پاییز برگریز اصلاحاتی در کشور شروع شد که گویی جلوی پنجره، مملکت را، چون گونی تکاندند و در برخی وزارتخانهها فقط آبدارچی باقی ماند. میگفتیم چرا این تغییرات را میدهید، میگفتند هر کس به خاتمی رأی نداده باید برود. من و شما با هم رفیقیم آقای عارف، در خود مجلس اصلاحات ببینید با بنده چه کردند؟ من اهل تندروی و افراط و تفریط بودم؟ چه کرده بودم؟ شورای نگهبان اعلام کرد که من رأی دارم، در مجلس اصلاحات پنج ماه تمام بنده را یک لنگه پا دم در مجلس نگه داشت و اعتبارنامه من را تصویب نمیکرد. اینها بیقانونی نیست؟»
