روستای محل زندگیِ «مانیکا» چیز خاصی نداشت؛ خبری از کلینیک، مدرسه و چراغهای راهنمایی و رانندگی در این روستا نبود. در واقع جز چند جادهی خاکی و چند خانهی بتنی، دیگر چیزی در این روستا یافت نمیشد. البته مانیکا با این شرایط سر ناسازگاری نداشت، بلکه عدم وجود آیندهای مناسب او را از درون میآزرد.
