تجاوز بی شرمانه پدرشوهر به عروسش ، به گزارش دیلی خبر هنگامی که مامور کلانتری از پله های اتاق در حال بالا رفتن بود.نفس های شیطانی را با گوشهای خود شنید.شک کرد فکر کرد خواب می بیند.
قدمهای سنگین خود را روانتر نمود و جلو رفت.صدا از اتاق بچه ها می آمد.یواش یواش جلو تر رفت.دنیا جلو دیدگانش تیره و تار شد.مامور کلانتری می گوید دوست داشتم زمین دهان باز کند و شاهد همچنین جنایتی نباشم.روز چهارشنبه 11 جولای 2013 بود.پدرم را جهت صرف شام به منزل دعوت کرده بودیم.
