
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا، زهرا سلیمانی اقدم نوشت: چرا «جامعهشناسانه» اندیشیدن میشود دغدغه نویسنده؟ تفاوت روش جامعهشناسی در سیر شناخت ما با مثلا روشهای علوم سیاسی، حقوق، روانشناسی، هنر، مدیریت یا زبان شناسی چیست؟ به صورت طبیعی واقعیتی جامعهشناسانه وجود ندارد. هیچ تقسیمبندی طبیعی در جهان انسانی وجود ندارد. نویسنده توضیح میدهد که روشهای شناخت ما چهارچوبهایی هستند که از آنها برای فهم جهان استفاده میکنیم و این چهارچوبها در مناسبات بین زبان و تجربه، ورز داده میشوند و شکل میگیرند.

این تقسیمبندیها مانند حقوق، علوم سیاسی، روانشناسی و … کار دانشوران است برای بررسی و مطالعه جهان با مرزبندی رشتهای تا فعالان هر رشته بتوانند موضوع متعلق به قلمرو تخصصی خود را تشخیص دهند و با وجوه تبین شده به مطالعه بپردازند.ترجمه این اثر، با توجه به ماهیت مفهومیو فلسفی آن، تنها یک کار زبانی نیست. در متنی از این دست، انتخاب معادلها، حفظ لحن تحلیلی نویسندگان و انتقال روان مفاهیم انتزاعی اهمیت اساسی دارد.
نسخه فارسی تلاش کرده است میان زبان نسبتاً فشرده و نظری باومن و نیاز خواننده فارسیزبان به فهم تدریجی مفاهیم، تعادل برقرار کند. نتیجه، متنی است که هم رنگ آموزشی دارد و هم وفادار به روح انتقادی و تأملی اثر اصلی باقی مانده است.
نسخه فارسی «جامعهشناسانه اندیشیدن» با ترجمه فرهنگ ارشاد، یکی از مسیرهای مهم ورود خواننده فارسیزبان به اندیشه زیگمونت باومن و سنت جامعهشناسی انتقادی است. این کتاب، بیش از آنکه پاسخ بدهد، یاد میدهد چگونه باید پرسید. و شاید مهمترین دستاورد آن همین باشد: تبدیل تجربههای روزمره به موضوع اندیشیدن، و تبدیل «زندگی کردن» به «فهمیدن زندگی».
۲۱۶۲۱۶
