چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ – ۱۲:۱۲

یادداشت رسیده؛
تبارشناسی عقلانیت توحیدی و ساحت کنشگری در مکتب سیاسی قائد شهید
حوزه/ صلابت نظری، خستگیناپذیری مستمر و استواری قائد شهید تا آخرین لحظات حیات، از شالودهای معرفتی و نظامی فکری سرچشمه میگیرد که در پنج سطح، از توحید و پیوند دنیا و آخرت تا سنتمندی تاریخ، کرامت انسان و ظرفیتهای مردم امتداد یافته است.
خبرگزاری حوزه | در هنگامه وداع تاریخی امت با پیکر مطهر قائد شهید و در کشاکش امواج خروشان جمعیتی که برای تجدید میثاق با آرمانهای وی به میدان آمدهاند، مسئله بنیادین پیشروی پژوهشگران علوم سیاسی و جامعهشناسی دینی، تحلیل راز بقا و پویایی میراث فکری ایشان است. اگرچه حضور ظاهری و فیزیکی رهبر فقید در میان جامعه پایان پذیرفته، لکن اندیشه، منظومه معرفتی و دکترین راهبردی وی همچنان زنده و پیشروی جامعه اسلامی است. مسئله محوری این است که این صلابت نظری، خستگیناپذیری مستمر و استواریِ تا آخرین لحظات حیات—که در تمثیل مکرر «عدم پذیرش هرگونه بیرق مگر بیرق ولایت علوی و عاشورایی» صورتبندی میشد—از کدام شالوده معرفتی و نظام فکری سرچشمه میگیرد و چگونه توانسته است از ساحت ذهن به عینیت رفتاری راه یابد؟
اهمیت تبارشناسی اندیشه سیاسی قائد شهید در آن است که عرصه سیاست همواره در معرض دو لغزشگاه بنیادین «افراط» و «تفریط» قرار دارد؛ آفتی ساختاری که در غیاب مبانی متقن فکری، کنشگران را پس از فورانهای هیجانی اولیه به ورطه فرسودگی، یأس و استحاله هویتی میکشاند. برای برونرفت از این گسست و تحلیل چرایی صلابت کمنظیر رهبر فقید در طول دههها حکمرانی پرچالش، شناخت ساختار پنجسطحی منظومه ایشان ضرورت مییابد؛ ساختاری که از «مبانی اصیل اندیشه» آغاز شده، با عبور از «مأموریتهای کلان»، «هدف غایی» و «اهداف میانی»، در نهایت به «سیاستهای رفتاری و سیره عملی» میرسد و الگویی منسجم و مصون از انحراف ترسیم میکند.
