در روزگاری که بسیاری از کمدیهای سینمای ایران از فقر ایده رنج میبرند و برای خنداندن مخاطب به شوخیهای مصرفی و زودگذر پناه میبرند، «تاکسیدرمی» یادآور یک نکته مهم است؛ اینکه واقعیت، اگر درست دیده شود، از هر تخیلی عجیبتر و از هر شوخی ساختگی خندهدارتر است
جوان آنلاین: گاهی تاریخ آنقدر عجیب است که اگر عیناً روی پرده سینما روایت شود، شبیه خیال به نظر میرسد. «تاکسیدرمی» از دل یکی از همین روایتهای کمتر شنیده شده تاریخ معاصر بیرون آمده است. داستان شاهزادهای که شکار برایش یک سرگرمی نبود، بلکه به مرز یک جنون تمامعیار رسیده بود. فیلم، اما به جای بازگویی صرف یک واقعه تاریخی با زبانی فانتزی، تصویری جذاب، کمیک و در عین حال تأملبرانگیز از این شخصیت و جهان پیرامونش خلق میکند.
در تاریخ معاصر ایران، کمتر شخصیتی را میتوان یافت که به اندازه شاهپور عبدالرضا پهلوی با مفهوم شکار گره خورده باشد. در یکی از شمارههای روزنامه «خواندنیها» در سال ۱۳۴۰ آمده است او بیش از ۵ هزار شکار انجام داده بود. آماری که حتی اگر بخشی از آن اغراقآمیز به نظر برسد، باز هم از یک شیفتگی افراطی و وسواسگونه حکایت میکند. «تاکسیدرمی» دقیقاً همین جنون را دستمایه روایت خود قرار داده است. جنونی که در فیلم میان واقعیت و خیال حرکت میکند و از دل آن موقعیتهای کمیک و گاه طعنهآمیز شکل میگیرد.
بزرگترین امتیاز فیلم، انتخاب هوشمندانه فرم برای روایت چنین سوژهای است. کارگردان به خوبی میداند که با یک داستان تاریخی متعارف روبهرو نیست و به همین دلیل از همان ابتدا فضای فانتزی اثر را جدی میگیرد. نتیجه، فیلمی است که نه ادعای بازسازی مو به موی تاریخ را دارد و نه از ریشههای واقعی خود فاصله میگیرد. این تعادل، مهمترین دستاورد «تاکسیدرمی» است، اثری که تاریخ را بهانهای برای سرگرمی نمیکند، بلکه از دل آن جهانی تازه و سینمایی میسازد.
از منظر بصری نیز فیلم غافلگیرکننده ظاهر میشود. قاببندیهای دقیق، طراحی صحنه چشمنواز و فیلمبرداری حسابشده باعث شدهاند «تاکسیدرمی» کیفیتی فراتر از بسیاری از کمدیهای رایج سینمای ایران پیدا کند. در روزگاری که بخشی از تولیدات کمدی به تصاویر ساده و بیهویت بسنده میکنند، این فیلم برای خلق جهان بصری خود زحمت کشیده است. رنگها، ترکیببندیها و جزئیات صحنهها به شکل محسوسی در خدمت فضای فانتزی داستان قرار گرفتهاند و همین مسئله تجربه تماشای فیلم را لذتبخشتر میکند.
