
بعضی دردها آنقدر عمیقاند که آدم تصور میکند بعد از آنها دیگر هیچ چیز نباید مثل قبل ادامه پیدا کند، اما زندگی بیآنکه لحظهای درنگ کند، راه خودش را میرود و انسان میماند با قلبی سنگین، لبخندی اجباری و روزهایی که باید با تمام خستگیِ روح از میانشان عبور کند، «راه رفتن زیر وزن اندوه» روایت همین دوام آوردنهای خاموش است؛ ادامه دادنی که گاهی از هر نبردی سختتر به نظر میرسد.
به گزارش مجله خبری نگار،گاهی تصور میکنیم اگر اندوهی بزرگ بر ما فرود بیاید، جهان نیز باید لحظهای مکث کند؛ گویی زمین باید از چرخیدن بایستد، ساعتها کندتر حرکت کنند و زندگی فرصت بدهد تا انسان در سوگ خود فرو برود، اما واقعیت اغلب چیز دیگری است.
