
آقای مقام محترم دولتی، از راه اندازی تالار صدای مردم سخن گفته اید. لطفا این بار، این سنگچین کردن ها را رها کنید و به جایش بناهای قدیمی را تدبیری بفرمایید که دارد شکاف شکاف بیشتر می شود فرونشستش، و فرو می ریزد دیوار اعتمادش.
خبر راهاندازی “تالار صدای مردم” چونان نسیمی تازه، مطبوع و دلنواز به نظر می رسد، اما بلافاصله این پرسش در اذهان جوانه می زند؛ آیا این تالار، تالاری برای شنیدن است یا نمایشی دیگر برای همان سنتِ ناشنیدن؟
آقای استاندار محترم خوزستان، ابتدا از نیت خیر شما و تأکید بر پاسخگویی در برابر مردم سپاسگزاریم. اما آیا راهاندازی “تالار صدای مردم” واقعاً پاسخی به دغدغههای امروز مردم خوزستان است؟ یا صرفاً نمادی دیگر از اقداماتی است که پیش از این نیز نمونههایش را دیدهایم و تأثیر ملموسی بر زندگی مردم نگذاشتهاند؟
تالارها در حال تعطیلیاند
این روزها، صدای دردهای معیشتی مردم آنقدر ملموس و واقعی است که نیازی به فضا یا عنوانی پرطمطراق برای شنیدنش نیست. اگر قرار بر شنیدن باشد، همین صفحههای کوچک موبایل و سایتهای استانداری گنجایش آن را دارند که صدای مردم را بدون حاشیه منتقل کنند. پیشنهاد میکنیم به جای سرمایهگذاری روی سازه یا عنوانی جدید، همان منابع را به طرحهایی اختصاص دهید که مستقیماً زندگی مردم را تحت تأثیر قرار دهد؛ درمان دردهای اقتصادی، اشتغال، بهبود زیرساختها و خدمات بها، که در کوچه و بازار و زندگی روزمره دیده شوند.
شنیدن را از همین جا شروع کنید
آقای استاندار، وزرای محترم و همه دستاندرکاران،
لطفاً تالارها و نهادهای جدید را کنار بگذارید. بودجهها را برای برنامههای اساسی نگه دارید؛ برای همان طرحهایی که سالهاست وعده داده میشوند و کمتر از ۲۵٪ محقق میشوند. به سند چشماندازی که قرار بود ما را به رتبه اول منطقه برساند نگاهی دوباره بیندازید. صدای مردم را نه در تالار، که در همان کوچه و پسکوچهها، در بازارها، در بیمارستانها و در خانههایشان بشنوید.
مردم امروز بیش از هر زمان دیگری به اقدام عملی، شفافیت و پاسخگویی واقعی نیاز دارند.
آنچه مردم را میآزارد، نه نبود تالاری برای سخنگفتن، که نبود گوشهایی حقیقی برای شنیدن است. مردم این سرزمین، در کوچههای خاکآلود محلههایشان، در صفهای طولانی نان و دارو، و در چشمان نگران جوانان بیکار، هر روز داستانهایی واقعی را روایت میکنند که نیازی به تشریفات تالار ندارد.
