
اقتصاد۲۴- ایران در آستانه دهه تازه با شکافی روشن میان «ظرفیت نامی» و «برقِ در دسترس» روبهرو است: ظرفیت نصبشده ≈۹۴ گیگاوات، اما توان عملیاتی قابل اتکا پایینتر است و کسریهای فصلی تکرار میشود. رشد سریع تقاضای خانگی و صنعتی، افت بازده ناوگان حرارتی، فرسودگی واحدها، وابستگی بالای سوختی به گاز و دورههای خشکسالی، این شکاف را تشدید کردهاند. این مقاله با رویکرد تحلیلی و سیاستمحور سه محور را پوشش میدهد: (۱) معماری و عملکرد ناوگان نیروگاهی داخل کشور؛ (۲) مقایسه کمی با کشورهای پیشرو؛ (۳) برونیابی مسیر جهانی و پیشنهاد بسته سیاستی/مالی برونرفت. هدف، ارایه تصویری روشن و عملیاتی برای تصمیمگیران و ذینفعان صنعت برق است. باشد که رستگار شوند.
پیش از انقلاب، ظرفیت نصب شده کشور کمتر از ۷،۵۰۰ مگاوات بود و سبد تولید عمدتا بر نیروگاههای بخاری و آبی استوار بود. امروز ظرفیت نامی به حدود ۹۴،۰۰۰ مگاوات رسیده است؛ اما محدودیت سوخت، خروج واحدها برای تعمیرات اساسی و فرسودگی بخشی از ناوگان باعث میشود «توان عملیاتی قابل اتکا» به مراتب پایینتر از ظرفیت نامی باشد. رد این ناترازی در نقشه استانی نیز آشکار است: تمرکز آبی در خوزستان و تمرکز حرارتی در تهران-اصفهان-یزد-کرمان، در کنار کمبود ظرفیت در استانهای پرمصرف ترکیب فناوری امروز بیش از هر چیز حرارتی است (گازسوز و سیکل ترکیبی بیش از چهارپنجم ظرفیت)، آبی در مرتبهای حدود یکهفتم، هستهای محدود به ۱،۰۲۰ مگاوات بوشهر و تجدیدپذیرها در سطحی ناچیز. همانطور که جدول نشان میدهد، خورشیدی و بادی-با کانونهایی در کرمان، یزد، فارس و قزوین-هنوز در مقیاس نمادینند و بههیچوجه پاسخگوی رشد تقاضا نیستند.
