
اقتصاد۲۴– میرا قربانی فر
زن پریشان و در نگاه اول شاید حتی وحشت زده است و با این که هوا اصلا گرم نیست، اما انگار که از گرما در حال خفگی باشد با پر شالش خود را باد میزند و کلافهتر به راه میافتد. خیابانی که در آن هستیم تعداد زیادی بنگاه معاملات ملکی وجود دارد و وارد یکی از بنگاهها میشود. به دنبالش وارد میشوم و من هم مقابل یکی از میزهای مربوط به اجاره میایستم و با متصدی شروع به حرف زدن میکنم. اما حواسم به حرفهای او نیز هست. میگوید دنبال خانهای با دو اتاق خواب میگردد و ۲۰۰ میلیون تومان پول پیش دارد و ۵ میلیون تومان اجاره پرداخت خواهد کرد. بنگاهی میگوید نه این منطقه (منطقهای حوالی جنوب غرب تهران) نگرد، بیاد بروی فلان محل شاید پیدا کنی. زن کلافه میگوید همین حالا هم از فلان محله آمده ام و یعنی هیچ خانهای با این شرایط برای من پیدا نمیشود و مرد بنگاهی به او میگوید با این رقم اگر بگردی شاید بتوانی سویت یا خانهای ۴۰ متری پیدا کنی، تازه اگر امکانش باشد و اصلا چنین موردی به صورت تخلیه شده پیدا کنی.
زن باز خسته و کلافه از معاملات ملکی خارج میشود و من هم سرو ته حرف را جمع میکنم و متعجب از شنیدن ارقام عجیب به دنبا زن میروم. به او که میرسم خودم را معرفی میکنم و میخواهم اگر خواست حرف زند و زن انگار به دنبال گوشی برای شنیدن باشد میگوید دو بچه دختر دارد و واقعا دیگر نمیداند با ۲۰۰ میلیون پول پیش چه باید بکند او در ادامه میگوید «بدتر از مساله پول رهن، اجارههای عجیب و غریب است. من خانه خودم را سال ۱۳۹۸ با قیمت ۱۰۰ میلیون پول ودیعه و ماهی یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان اجاره کرده ام و به فاصله سه سال بعد میگوید ۱۰۰ میلیون پول پیش و ماهی ۹ میلیون تومان اجاره میخواهد یعنی طی سه سال ۵۰۰ درصد میخواهد به اجاره اضافه کند و با دو بچه مدرسهای برای من و همسرم ناممکن است. از طرفی حالا که به دنبال تهیه مسکن آمده ام باز با همین مواجه میشوم که اجارههای وحشتناک بالایی مطالبه میکنند و من چطور با دو بچه که در حال بزرگ شدند هستند و محیط شخصی خود را میخواهند اصلا باید بروم در خانه یا سویت ۴۰ متری؟»
زن که حالا میدانم نامش لیلا است میرود و من به پرسش مهمش فکر میکنم که با دو بچه باید چه کند؟ در حالی که ماه هاست مسولان بر طبل فرزندآوری میکوبند، اما ابدا هیچ اندیشهای درباره این که زوجها با کدام مسکن و زیر کدام سقف باید فرزندانشان را بزرگ کنند، ندارند. این که مسولان کشور تصور میکنند بحران فراگیر مسکن و از دست دادن سقف مناسب یا نبود مسکن مناسب برای خانوادههای ایرانی را میتوانند با گفتار درمانی و وعدههای مکرر به روز هزارسال، نمیتوانند بر مشکلی که در حال بلعیدن خانواده هاست فائق آیند.
