
به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، وقتی فیلمنامه خوب باشد، ۵۰ درصد ماجرا حل است. ۵۰ درصد باقی مربوط به اجراست که موفقیتآمیز باشد یا نه. نقطه قوت فیلم دانمارکی سرزمین موعود (The Promised Land) که عنوان اصلیاش «حرامزاده» (Bastarden) است، همینفیلمنامه است. البته فیلمنامهاش نکته تازهای ندارد و شبیه فیلمنامههای موفقی است که روی پرده نقرهای سینما به تصویر کشیده شدهاند. بنابراین فیلمنامه شسته و رفته و خوب هنوز هم جواب میدهد و میتواند یکفیلم را موفق کند.
بزرگترین نقطه قوت فیلم سرزمین موعود، فیلمنامهاش و بزرگترین نقطه ضعفش، همینعنوان دومش است که مخاطب را یاد دروغ بزرگ صهیونیستها یعنی سرزمین موعود در فلسطین میاندازد. البته به پایانبندی اینفیلم هم میتوان ایراد گرفت اما شاید اینپایانبندی بهخاطر تفاوت بین تدوین جشنوارهای و تدوین اکران عمومی و یا اعمال سلیقهای از بیرون برای داشتن پایان شاد باشد.
یکخطی ماجرا این است که قدرت اراده باعث پایمردی و پیروزی میشود. کاپیتانی از ارتش دانمارک که در آلمان بوده، در پی این است که زمینهای بایری را که کشتپذیر نیستند، بهعنوان زمین پادشاه دانمارک بارور و اینزمینها را تبدیل به مستعمره کند. توجه داریم که مفهوم یهودیسازند. فیلم، از اینحیث، یعنی به خاطر فیلمنامه ساده و خوبش، روی پای خود ایستاده و محتاج جلوههای ویژه و ترفندهای محیرالعقول نیست. و نکته جالب هم همین است که فیلمی اروپایی و نه آمریکایی، میتواند با داستانی که بهمرورو آهستگی و پیوستگی شکل میگیرد، مخاطبانی را که به سینمای آمریکا و هالیوود عادت کردهاند با خود همراه کند.
فیلمنامه و قصه! قصه و قصه! درست است که طبق آنقول معروف، همه قصهها گفته شدهاند و قصههایی که امروز میشنویم و میبینیم، بهنوعی تکرار همانقصههای قدیمی هستند ولی تکنیک قصهگویی، فوت و فنی است که هرکس بداند، هنوز هم میتواند مخاطب را با خود همراه کند.
صادق وفایی
