تاثیر نام افراد بر سرنوشت اجتماعی و روابط عاطفی آن ها
نازوب، آیا از نام خود راضی هستید؟ دوست دارید شنیدن نامتان چه حسی را در دیگری برانگیزد؟ شنیدن چه نامهایی برایتان لذتبخش است؟ نامها بازتابدهنده فرهنگهای گوناگوناند که از تبعیض و تحقیر تا عشق و زیبایی را در خود جای دادهاند.
تصور این که موجودی نام نداشته باشد بسیار دشوار است. مبادله “نام” میان آدمیان گام نخست برای ایجاد یک رابطه انسانی یا گسترش هر گونه پیوند اجتماعی است. کما اینکه چه در آغاز پیوند عاشقانه و چه برای داوطلب شدن برای انجام کاری باید “نام”ی را بر کسی یا کاری گره زد و “نامزد” شد.
نام عنصری است که فراگیر شدنش موجب شهرت است و بیش از حد محدود شدنش باعث گمنامی. قضاوت نیک مردمان درباره آن را “خوشنامی” و نقطه مقابلش را “بدنامی” میخوانند.
اگر چه سعدی پیوند عشق و نیکنامی را جور دیگر میبیند:
دگر بخفته نمیبایدم شراب و سماع
که نیکنامی در دین عاشقان ننگست
نه فقط انسانها بلکه هر موجودی بدون داشتن یک نام معین، در یافتن یک هویت مستقل ناکام میماند؛ هویتی که باعث شناخت میشود. نام هر فردی به مرور زمان و در پیوند با دیگر افراد جامعه، علاوه بر تداعی یک هویت ظاهری، حامل یک هویت عمیق غیرظاهری برای مخاطبان است که در پی تداوم روابط، به مرور شکل کاملتری به خود میگیرد.
اسامی دخترانه، تابوها و تبعیضها
نوع کاربرد اسامی در یک جامعه تا حدودی معرف شخصیت فرهنگ عمومی همان جامعه است، یعنی آینه تمایلات فکری و مناسبات اجتماعی دستکم بخشی از لایههای اجتماعی محسوب میشود.
“آقا محسن! من بیرون کنار ماشین منتظرم، زود بیا…” این جمله توام با فریاد مردی است که با همسر و فرزند دو سالهاش به یک جشن عروسی دعوت شدهاند. او میخواهد به همسرش که در “قسمت زنانه تالار پذیرایی” مشغول شادی است یادآوری کند که وقت رفتن است و او در خیابان منتظرش است! وقتی با تعجب از او میپرسم چرا به همسرش میگوید “آقا محسن” پاسخ میدهد: “محسن اسم پسر منه، عیال هم میدونه که منظورم چیه”!
چرا برخی از مردان در فضاهای عمومی حاضر به بردن نام همسرانشان نیستند و از آنها با عناوینی مانند عیال، خانواده، منزل یا هر لقب غیرمستقل دیگری یاد میکنند؟ بسیاری از کارشناسان علت این رفتار را، مالکانه و “ناموسی” دانستن تمام هویت زنانه همسر (دختر یا مادر و خواهران) از سوی برخی مردان سنتی – مذهبی میدانند. در فرهنگهای لغت، “ناموس” از مفاهیم و ارزشهای مردسالارانه در نظام اخلاقی کشورهای اسلامی از جمله ایران به شمار میرود که در ردیف کلماتی مانند شرف و عصمت و آبرو قرار میگیرد.
چنین رویکرد تبعیضآمیزی البته در شماری از کشورهای خاورمیانه، آفریقا و شرق آسیا نیز به شکلهای نسبتا مشابهی دیده میشود. مثلا گزارشهای موسسه “اکشن اید” نشان میدهد که سالانه به شمار آزمایشهای سونوگرافی برای تعیین جنسیت جنین و سقط کردن دختران در هند افزوده میشود. طبق آمار مجله پزشکی “لانست” چاپ لندن در دو دهه گذشته بیش از ۲۰ میلیون زن هندی جنین خود را صرفا به دلیل دختر بودن سقط کردهاند یا بعد از تولد نوزاد به دلیل عدم توجه عمدی به مسائل بهداشتی یا غذایی موجبات مرگ آنها را فراهم ساختهاند. در همین حال دخترانی که از این مرحله به سلامت میگذرند با مشکلات متعدد دیگری دست و پنجه نرم میکنند که از آن جمله اسامی تحقیرآمیزی است که روی برخی از آنها گذاشته میشود. این نوع اسامی نه تنها امکان معاشرتهای عشقی و عاطفی را از این دختران میگیرد بلکه در تمام طول زندگی شرایط ناگواری برای آنان فراهم میکند.
جزئی از تابلوی “آفرینش” اثر میکل آنژ
چندی پیش درمنطقه ساتارا در شهر ماهاراشترا در هند ۲۸۵ دختر جوان اجازه یافتند اسامی مورد علاقه خود را برگزینند و شناسنامههای جدیدی دریافت کنند. این دختران همه “ناکوزا” یا “ناکوشی” نامیده میشدند که به زبان هندی “ناخواسته” معنی میدهد. در این جشن “رهایی از نامهای تحقیرآمیز” تعدادی از این دختران اسامی هنرپیشههای معروف “بالیوود” را برای خود برگزیدند و برخی دیگر اسامی سنتی و زیبای هندی مانند “وایشالی” که مترادف زیبا، خوب یا متمول است را انتخاب کردند. طی سالهای اخیر جنبش دختران هندی برای رهایی از اسامی تحقیرآمیز و تحمیلی که تاثیر مستقیمی بر موقعیت اجتماعی آنان میگذارد، رشد یافته است.
تاثیر نام بر روابط عاطفی و عاشقانه
همانگونه که پیشتر اشاره شد “نام” هر فرد کلیدواژهای است که علاوه بر اشاره به یک فرد خاص، هویت و شخصیت فرد را نشان میدهد و ناخواسته ما را به آرشیوی از اطلاعات انباشته شده و تحلیل و قضاوتهای ما درباره آن شخص هدایت میکند. در حقیقت تمامی تصورات ما از یک فرد آشنا بلافاصله پس از شنیدن نام او در ضمیرمان تجلی مییابد بیآنکه نیازی به دیدن او داشته باشیم.
همچنین به دلیل تاثیر مستقیم حسها و تصورات انسان بر فعل و انفعالات شیمیایی بدن و نیز واکنشهای ارادی و غیرارادی رفتاری، “نام” جایگاه مهمی را در چگونگی مبدل ساختن این تصورات به انواع واکنشهای رفتاری به خود اختصاص میدهد. هرگاه نامی را میشنویم اما نسبت به صاحب آن شناختی نداریم، ذهن به طور خودکار مناسبترین واکنش را پیدا میکند؛ واکنشی که سوابق ذهنی و کاراکتر فرد شنونده در شکلگیری آن نقش به سزایی دارد.
تحقیقات پژوهشگران دانشگاه نورث وسترن نشان میدهد که انتخاب اسم بسیار مهمتر از آن چیزی است که تاکنون تصور میشد و شاید به همین دلیل است که “کتابهای اسم” نزد مردم از محبوبیت بالایی برخوردارند. به گفته این محققان، داشتن یک اسم زیبا و خوشآهنگ نه تنها احساس اطمینان فرد به خودش را افزایش میدهد بلکه موجب میشود دیگران به طور مثبتتری به فرد نگاه کنند.
جالب توجه این که هورمونهای مورد اشاره در این پژوهش علمی رابطه مستقیمی با فعالیتهای جسمی و جنسی دارند. “اکسیتوسین” که از آن به عنوان “هورمون عشق” هم نام میبرند، توسط غده هیپوفیز ترشح میشود و به طور کلی در رشد رفتارهای اجتماعی و واکنشهای فردی و کنترل اضطراب نقش کلیدی دارد. تقویت اعتماد به نفس، جلب اطمینان، فداکاری، خطرپذیری، مهربانی و تقویت روابط عاطفی و عاشقانه و تمایلات جنسی از جمله مزیتهای ترشح این هورمون است. جالب آن که شنیدن نام یا صدای فرد مورد علاقه، یادآوری خاطرات شیرین و حتی یک نگاه مهربان از راههای ترشح این هورمون در بدن هستند.
“دوپامین” هم نوعی پیامرسان عصبی است که ارتباط آن با اجتماعی بودن بسیار شناخته شده است. بنا بر نتایج یک مطالعه جدید ارتباط مستقیمی بین اعتماد به نفس و موقعیت اجتماعی افراد و میزان چسبندگی گیرندههای دوپامین وجود دارد.
“آندروفین” یا مسکنطبیعی بدن نیز مادهای است که با کاهش اضطراب درد را تسکین میدهد و آرامشبخش است. این ماده هنگام فعالیت بدنی، هیجان، احساس عشق و هنگام رسیدن به اوج لذت جنسی تولید میشود.
آگاهی و مقاومت در برابر تبعیضهای جنسی
بسیاری از مردم در جوامع مختلف به مرور زمان به اهمیت کارکرد و نقش نام در ایجاد پیوندهای اجتماعی پی برده و تاثیرات کاربردی آن را در روابط خصوصی و عمومی خود تجربه کردهاند. به همین دلیل اغلب افراد علاقه دارند نام آنها تداعیکننده بهترین واکنشها در ذهن مخاطبان باشد. در نظر داشتن جوانب گوناگون برای تغییر نام خود یا استفاده از اسامی مستعار یا صرف وقت فراوان برای برگزیدن نام فرزندان این نکته را اثبات میکند.
