
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، راهی سفر عمره بود، بار اولی بود که به زیارت خانه خدا میرفت. پدرش گفته بود چشمت که به خانه خدا افتاد سجده شکر به جا بیاور و هرچه میخواهی از خدا بخواه… و بعد پرسیده بود: در سجده چه میگویی؟ نمیدانست. به ذکرهای سجده فکر کرده بود، به آیه های سجده واجب و مستحب قرآن، ولی نمیدانست چه بگوید. تا آخرین قدمهایی که با سر فرودآورده روی سنگهای خنک مسجدالحرام گذاشت هم هنوز داشت فکر میکرد که یاد سجده زیارت عاشورا افتاد! در ذهنش مرور کرد متن را:
اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاکِرینَ لَکَ عَلی مُصابِهِمْ، اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلی عَظیمِ رَزِیَّتی، اَللّهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ
خدایا تو را ستایش میکنم، ستایش شکرگزاران تو بر غم و اندوهشان، سپاس خدا را بر ی.
وقتی زائر در پایان زیارت عاشورا پیشانی بر خاک میگذارد و با صدایی آمیخته به اندوه و ایمان زمزمه میکند «اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم…»، در حقیقت به مدرسهای از معرفت قدم میگذارد؛ مدرسهای که در آن انسان میآموزد حتی در تاریکترین لحظات زندگی نیز چراغی از امید و حکمت روشن است.
عاشورا یادآور این حقیقت است که رنجهای بزرگ میتوانند سرچشمه بیداریهای بزرگتر باشند، که انسانهای بزرگ را پرورش میدهند. در دل همان خاکی که خون مظلومان بر آن ریخت، نهالی از هدایت رویید که قرنها دلهای آزادگان را زنده نگه داشته است. شاید راز این سجده و این حمد نیز همین باشد: اینکه انسان در میان اشک و اندوه، باز هم راهی به سوی سپاس و امید بیابد و بداند که در پس هر مصیبت، دستی از رحمت الهی در کار است.
