۱۴۰۴/۰۷/۲۲ ۱۹:۲۳

پرسش:
به نظرم، بیخدایی را مستلزم طرد اخلاق و پوچ انگاری میدانند در حالی که حقیقتاً اینگونه نیست. به نظرم، بیخدایی متضمن جدیتر گرفتن همین زندگی موقت و جدیتر گرفتن اخلاق برای رضایتمندی از آن و تحکیم روابط اجتماعی است. برای اخلاقی زیستن نیازی به خداباوری یا دینداری نیست. نظر شما چیست؟
پرسش:
پاسخ:
مقصود از «اخلاق» در تحقیق حاضر، مجموعهاى از گزارهها است که موضوع آنها را افعال اختیارى انسان یا صفات و ملکات حاصل از آنها، تشکیل میدهد که با مفاهیمى مانند «خوب»، «بد»، «باید» و «نباید» ارزش اخلاقی آنها بیان میشود.(1) تردیدی نیست که ارزشگذاریهای اخلاقی ما در طول زندگی، وابسته به مبنایی است که آن را در اخلاق پذیرفتهایم. مبنای اخلاق، بهمثابه روح اخلاق است و در توضیح مفاهیم اخلاقی و ارزشگذاری آنها نقش بسزایی ایفاء میکند. با تفاوت مبنای ما در اخلاق، گاهی ارزشگذاریها یا توضیح ما از مفاهیم اخلاقی، تفاوت مییابد. در این راستا، میتوان به تفاوتهای اخلاق الهی و اخلاق الحادی اشاره داشت که موضوع تحقیق حاضر است.
با این مقدمه به سراغ سؤال شما رفته و پاسخ آن را در قالب چند نکته تقدیم میکنیم.
