
سفر اربعین، این موج خروشان عشق و ایمان، هر سال میلیونها دلِ بیقرار را به سوی کربلا میکشاند. در این میان، سامانهای به نام «سماح» قد علم کرده، با ادعای نظمبخشی به این سفر پرتلاطم.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، مردم این روزها میپرسند آیا سامانه سماح، همان ناخدای دلسوزی است که کشتی زائران را به ساحل آرامش میرساند، یا تنها تاجری است که در بازار پررونق عشق حسینی، بساط سوداگری پهن کرده؟
مسئولان از «ساماندهی» و «برنامهریزی» سخن میگویند، اما واقعیتِ کوچهپسکوچههای مرزی چیز دیگری میگوید. زائران بسیاری، بیاعتنا به این سامانه، با پای پیاده، با اتوبوسهای غیررسمی، یا از راههای دیگر خود را به کربلا میرسانند. گویی سماح، نه یک نیاز واقعی، که بروکراتی است که خود را به زور به این سفر تحمیل کرده.
گفتند میخواهند نظم ببخشند به این موج خروشان عاشقان، به این سیل سراسیمهای که هر سال بیمحابا خود را به سوی کربلا میاندازد. “سماح” آمد با ادعای سامان دادن، با وعدهی برنامهریزی. اما چه کسی این دیوار بلندِ کاغذبازی را بر سر راه زائران حسینی لازم داشت؟
در عمل اما، پای سخن زائران که بنشینی، حکایتی دیگر میشنوی. بسیاری، بیاعتنا به این سامانهی اداری، از راههای دیگر میرون/div>
تسهیل سفر باید یعنی کم کردن بار درد زائر، نه افزودن بار هزینه بر دوش او. اما سماح، گویا بیشتر به فکر پر کردن جیبهاست تا پر کردن دلها. وقتی زائر، پس از پرداخت مبالغ سنگین، همچنان درگیر کمبود اتوبوس و ترافیک مرزی است، این «تسهیل» چه معنایی دارد؟
سازمان حج و زیارت، با وقتی چنین پولی را میگیرد باید پاسخگوی نابسامانیهای بعد از اربعین و هنگامه بازگشت نیز باشد. چرا هر سال، یک قصه تکراری از نابسامانیها تکرار میشود؟ اگر سماح واقعاً برای خدمت است، چرا زائران همچنان در مرزها معطل میمانند؟ چرا اتوبوسها کم میآیند؟ چرا هماهنگیها لنگ میزند؟ یا شاید پاسخ روشن است؛ مهم پول زیارت است که به قلکهای سازمان برسد.
