کارلوس کروش مدتهاست که ارکان مختلف فوتبال ایران را از جمله دبیرکل
فدراسیون، بازیکنان و مسئولان ورزش کشور را به تمسخر گرفته و متاسفانه
هیچگاه او خودش را ملزم به پاسخگویی ندانسته است. او در آخرین اظهاراتش در
مورد کاپیتان استقلال مطالب سخیفی را در ساعاتی از شب و با محتوای عجیب
عنوان کرده که باعث تعجب از احوال کروش و رنجش میلیون ها تن از هواداران
استقلال شده است.
سرمربی تیم ملی می تواند از نظر فنی و یا سیستم مد نظر خودش بازیکنی را
دعوت و یا از بازیکنی چشم پوشی کند اما حق توهین به شخصیت هیچ بازیکنی را
ندارد. آیا این همه حاشیه و بیانیه و توهین مستقیم آن هم با چنین ادبیاتی
نشان از شخصیت کروش است؟ شاید بتوان گفت کروش متاسفانه این بار پس از درخشش
مهدی رحمتی دیگر بهانه فنی را برای عدم دعوت از او بلاموضوع دیده و در
تنگی قافیه گرفتار شده و شعری بی قافیه سروده است و متاسفانه به تخریب
شخصیت رحمتی روی آورده است که همین شیوه، تصور قبلی از اصول گرا بودن او را
به شدت زیر سوال برده است وحتی کسانی که تا به حال تصوری از اصول کی روش
داشتند حالا تا حد زیادی در این موضوع دچار تردید شده اند. در حقیقت کروش
با توهین هایش، خودش و انگیزه هایش را زیر سوال برده و مردود کرده است. به
عبارت دیگر شعور اجتماعی و اخلاق انسانی حکم می کند که به عنوان یک مهمان
خارجی به ایرانی و فرهنگ ایرانی احترام بگذارد . حضور کروش در تیم های بزرگ
اروپایی نه تنها برای وی شخصیتی ایجاد نکرده بلکه توهم بزرگ آن ، ایشان را
احاطه کرده است.
