بگو دو هفته مرا در سردخانه نگه دارند تا عروسی خواهرم برگزار شود

بعد از شهادتم نگذار مرا ببرند محل. بگو یکی، دو هفته مرا در سردخانه نگه دارند تا عروسی خواهرم که همین روزهاست برگزار شود بعد مرا ببرند تا عروسی آنها را به عزا تبدیل نکنم.
13 فروردين 1399
بعد از شهادتم نگذار مرا ببرند محل. بگو یکی، دو هفته مرا در سردخانه نگه دارند تا عروسی خواهرم که همین روزهاست برگزار شود بعد مرا ببرند تا عروسی آنها را به عزا تبدیل نکنم.

عروسی را عزا نکنید
ساعت پنج عصر بود. یک گردان قبل از ما وارد عمل شده و تعداد نسبتا زیادی شهید داده بود. نوبت گردان ما شد. همه‌ معلمان مدرسه‌مان با ما بودند. عملیات انجام شد. محاصره شدیم. یکی از دوستان که تیر خورده و در آستانه‌ شهادت بود رو به من کرد و گفت: بعد از شهادتم نگذار مرا ببرند محل. بگو یکی، دو هفته مرا در سردخانه نگه دارند تا عروسی خواهرم که همین روزهاست برگزار شود بعد مرا ببرند تا عروسی آنها را به عزا تبدیل نکنم.

این جمله را گفت و جان به جان آفرین تسلیم کرد.

بیشتر بخوانید:

منبع  : خبرگزاری میزان

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *