
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در ماه محرم، که هوای دلها رنگ و بوی دیگری میگیرد و یاد سالار شهیدان، مشتاقان را به سوگ مینشاند، فرصتی مغتنم دست داده است تا از شتاب روزمرگی فاصله بگیریم و با معارف حسینی و عاشورایی بیش از پیش آشنا شویم. این ایام، تنها مجال عزاداری و سوگواری نیست، بلکه پنجرهای رو به حکمت، ایثار، آزادگی و درسهای جاودانهای است که واقعه کربلا برای تمام اعصار به ارمغان آورده است. از این رو، ضروری است که این گنجینه نورانی را با زبانی گویا و شیوا، به نسل امروز کودک و نوجوان منتقل کنیم تا آنها نیز با سیراب شدن از زلال عاشورا، راه حق و حقیقت را بیابند.
بنابر روایت ایکنا، در تازهترین اثر منتشر شده در حوزه ادبیات آیینی، نگاهی نو به وقایع منتهی به عاشورا شکل گرفته است. رمان «بچههای فرات» به قلم لیلا قربانی، با رویکردی متفاوت، به جای پرداختن به چهرههای سرشناس کربلا، دوربین روایت را بر روی نوجوانان کوچهپسهای کوفه در سال ۶۱ هجری متمرکز کرده است؛ نسلی که در حاشیه این حماسه عظیم، گرفتار پیچوخم انتخابهایی سرنوشتساز
-کمی صبر کنیم، آرام میگیرد.
همچنان سعد و مالک بر سر امواج فرات بحث میکردند، علی چوب را در آتش بیشتر فرو میکرد و به یاد حرفهای دیشب پدر و دوستانش میافتاد. صداها در ذهنش میپیچید، پدر گفته بود: تصمیم را گرفتهام. یکی از همین شبها، راه کوفه را میگیرم و میروم. شاید به کاروانش رسیدم.
– میگویند راهها ناامن است. سربازهای عبیدالله همه جا هستند.
– باشند! بالاخره که چه؟ شنیدهام هانی و مسلم را در کوفه کشتهاند. مطمئنم با رسیدن حسین بن علی(ع) پسر زیاد تیغ از رو میکشد و جنگ خونینی راه میاندازد.
– آری! اگر برویم، دیگر برگشتی در کار نیست!
ناگهان مالک با دست، چوب علی را گرفت که داشت از دستش میافتاد. سر ماهی سوخته بود؛ اما هنوز اصلش برای خوردن باقی بود.»
