«بولتن تئاتر»؛ مجلۀ خبری روزانۀ موسیقی (16اسفند)

گزارشی از تمرین های نمایش «زمستان خوانی» که کولاژی است از پیوند و رابطه ارگانیک آثاری از «بهرام بیضایی»، «پیتر هانتکه»، «ویلیام شکسپیر» و «آنتوان چخوف»، گفت و گو با «فرزاد امینی» کارگردان جوان نمایش «پروا»، اولین حضور «بروس ویلیس» در برادوی، گفت و گو با مدیران چهار تماشاخانه درخصوص «اقتصاد هنر» در تئاتر و در پایان گزارش تفصیلی از میزگرد «نمایش دینی» باحضور تمدنی، شادکام و نادری سرخط مهمترین اخبار امروز دنیای موسیقی را به خود اختصاص داد.
گزارشی از تمرین های نمایش «زمستان خوانی» که کولاژی است از پیوند و رابطه ارگانیک آثاری از «بهرام بیضایی»، «پیتر هانتکه»، «ویلیام شکسپیر» و «آنتوان چخوف»، گفت و گو با «فرزاد امینی» کارگردان جوان نمایش «پروا»، اولین حضور «بروس ویلیس» در برادوی، گفت و گو با مدیران چهار تماشاخانه درخصوص «اقتصاد هنر» در تئاتر و در پایان گزارش تفصیلی از میزگرد «نمایش دینی» باحضور تمدنی، شادکام و نادری سرخط مهمترین اخبار امروز دنیای موسیقی را به خود اختصاص داد.

پیام دهکردی که طی سال‌های متمادی به عنوان بازیگر تئاتر فعالیت داشته
و در آثار کارگردان‌های مطرح از نسل‌های مختلف به ایفای نقش پرداخته است،
پیش از این با نمایش «متولد ۱۳۶۱» کارگردانی در عرصه حرفه‌ای تئاتر را
تجربه کرد. این روزها دهکردی بار دیگر کارگردانی تئاتر را تجربه می‌کند که
البته این تجربه بیشتر از اینکه بنا به تمایل هنرمند به فعالیت در عرصه
کارگردانی تئاتر باشد، مرتبط با شرایط و وضعیت پیش آمده برای اوست.

پیام
دهکردی که طی چند سال گذشته جشنواره تئاتر خصوصی «امید» را بر پا کرد، در
سال ۹۳ و به دلیل نبود حمایت مالی موفق به برگزاری دوره جدید جشنواره‌ای که
در برگیرنده تجربیات جوانان علاقه‌مند تئاتری است، نشد. به گفته دهکردی
درخواست جوانان مشتاق برگزاری جشنواره تئاتر «امید» باعث شکل‌گیری «زمستان
خوانی» شد تا شرایط حاصل از برگزار نشدن این دوره جشنواره، با اجرای این
یادمان به ناامیدی جوانان علاقه‌مند تئاتری منجر نشود.

نونا
ناجداران، شهاب خنجری، نیلوفر دربندی، اکرم رادنیا، پریا حضرتی، احسان
حاجیانی، شاهد تعبدی، سینا کیهانیان، بهاره نرگسی و مریم نجفی جوانانی
هستند که به سرپرستی پیام دهکردی از مکان تمرینی در منطقه دارآباد تهران
«زمستان خوانی» را آغاز کردند تا در روز شنبه ۱۶ اسفندماه در تماشاخانه
باران به سرانجام برسانند و یادمان جشنواره تئاتر «امید» را برگزار کنند.

«ای شب،
منِ اندوهگين روزگاری مردکی بودم با دل پاک که در مرزی از مرزهای روز و شب
خانه داشتم. مرا دشت سبز بود و کشتزار بزرگ. در جايی از کشتزار من بود که
روز و شب به هم می‌رسيد و در اين زمين سبز من بود که هر سپيده دم خورشيد،
به آواز من، چون گل سرخ، می‌روييد و در اين کشتزار سبز و بزرگ من بود که
باری کشتگران، آوازهای خود را، در ستايش ابرهای خوب رونده نيک بارنده، بر
می‌داشتند. کشتزار من چنين بود و من در اين کشتزار خانه داشتم. من اژدهاکش،
من سربلند که مار سه پوزه خشکی را سر افکندم و از چشمه‌های بسته جوی‌‎ها
روان کردم آن روز که يامای پادشاه پا به زمين ما نهاد فراموشم باد! آن روز
که پدر مرزبانم باده سرخ به او پيشکش کرد و يامای باده نوشيده آکنده بسيار
نوشيده او را دوپاره کرد تا بنگرد که خون سرخ تر است يا باده و مرا که به
او گفتم «اندوه بر تو باد که خانه های ما را به اندوه آکندی» گفت تا
تازيانه زنند و تازيانه را پيش روی مردم کوی‌ها و برزن زنند و مرا که
می‌بردند ديدم که خانه های از چوب ساخته خوب ساخته ما آتش گرفته بود.»

به گزارش بولتن نیوز به نقل از هالیوود ریپورتر، بخش فعالیت‌های تئاتری برادران
وارنر قصد نمایش اقتباس جدیدی از رمان «بدبختی» استیون کینگ را در برادوی
دارد و از بروس ویلیس برای ایفای نقش در آن استفاده خواهد کرد. ویلیس اولین
حضور خود در برادوی را روبروی الیزابت مارول بازیگر پیشکسوت صحنه تجربه
خواهد کرد. ویلیام گولدمن برنده دو جایزه اسکار مسئولیت نویسندگی آن را بر
عهده داشته است.

ویلیس نقش پل شلدون رمان‌نویس رمانتیک
خانه‌نشین را بازی می‌کند. شلدون دچار یک سانحه رانندگی می‌شود و زنی به
نام ویلکس با بازی مارول، او را نجات می‌دهد. ویلکس که «طرفدار شماره یک»
دیوانه شلدون است، بعد از مدتی متوجه می‌شود که او قصد دارد شخصیت داستانی
محبوب او را در رمانش بکشد و در نتیجه برای جلوگیری از این کار شلدون را
زندانی خود می‌کند.

“اقتصاد هنر” شاخه‌ای از علم اقتصاد است که اقتصاد خلق، توزیع و مصرف آثار
هنری و ادبی را مورد مطالعه قرار می‌دهد. مطالعه “صنعت فرهنگ” در دهه 80
بیشتر برپایه گردش اقتصادی هنر‌هایی مانند موسیقی و سینما آغاز شد و سپس
اقتصاد نهادهای فرهنگی نظیر موزه‌ها، کتابخانه‌ها و ساختمان‌های تاریخی را
دربرگرفت. سوال‌هایی مانند “آیا هنر می‌تواند به اقتصاد کمک کند؟” یا “هنر
در اقتصاد جدید”، “هنر بدون بازار” طی دهه‌های تسلط سرمایه‌داری و فراگیر
شدن ایده‌ پیوستن به سازمان تجارت جهانی (WTO)
رشد کرده و در نظام‌های اقتصادی سرمایه‌ محور طرفداران زیادی دارد. بر این
اساس همواره سمینارهای متعددی مثلا باعنوان “هنر رونق اقتصاد” در ایالات
متحده آمریکا برگزار می‌شود.

این کلید واژه اما با شروع فعالیت‌های دولت یازدهم و بیشتر از
سوی مشاور اقتصادی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی (مهندس مرتضی کاظمی) به گوش
رسید و بارها توسط علی مرادخانی، معاون امور هنری وزیر تکرار شد؛ تا آنجا
که نه تنها در زمینه هنر موسیقی و تجسمی که هنرهای نمایشی (سه حوزه
زیرمجموعه معاونت امور هنری) را دربرگرفت. کمبود تامل برانگیز سالن‌های
نمایشی در پایتخت و کشور طی سال‌های اخیر موجب شد گروهی منتسب به خانواده
هنرهای نمایشی یا خارج از آن با دشواری بسیار اقدام به سرمایه‌گذاری و
راه‌اندازی سالن‌های نمایشی خصوصی کنند. خبرگزاری کار در گفتگو با تعدادی
از این مدیران تعامل مسئولان علاقه‌مند به کلید واژه “اقتصاد هنر” را جویا
شد که نتیجه در ادامه می‌آید.

مدیر تماشاخانه باران: ای‌کاش جواز ما به اندازه کفاشی اعتبار داشت

منبع  : بولتن نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *