به نوشتن پناه بردم

رایش توضیح می‌دهم گفت‌وگوهایی که می‌گیرم بیشتر درباره فراز و نشیب زندگی آدم‌هاست، آنهایی که توانسته‌اند رویاهایشان را عملی کنند و...
رایش توضیح می‌دهم گفت‌وگوهایی که می‌گیرم بیشتر درباره فراز و نشیب زندگی آدم‌هاست، آنهایی که توانسته‌اند رویاهایشان را عملی کنند و…

گروه تئاتر و موسیقی: برایش توضیح می‌دهم گفت‌وگوهایی که می‌گیرم بیشتر درباره فراز و نشیب زندگی آدم‌هاست، آنهایی که توانسته‌اند رویاهایشان را عملی کنند و آن‌طور که دوست دارند زندگی کنند… حرفم را قطع می‌کند و می‌گوید: کدام زندگی؟ همه‌ زندگی شده گرفتاری! می‌گویم: اگر شما با چنین کارنامه پربار و زندگی مفیدی دارید از زندگی بنالید، ما چه بگوییم؟ می‌گوید: آن‌قدر تنگناها و مشکلات زندگی زیاد شده که شبانه‌روز می‌گویم: آقا نخواستم. …

به نوشتن پناه بردم

به گزارش بولتن نیوز به نقل از جام جم آنلاین، حالا چرا حوصله قطب‌الدین صادقی از روزگار سر رفته و خلق‌اش تنگ، به مرکز آموزشی و تالار تئاتری برمی‌گردد که راه‌اندازی کرده و اما با مشکلات مالی زیادی روبه‌رو شده است و اکنون دست تنها باید از عهده بدهی‌های خیلی زیادی بربیاید و کسی نیست یاری‌‌اش کند؛ نه می‌شود از دوست و آشنا توقع داشت و نه دولت کمکش می‌کند وام کم‌بهره‌ای به او بدهد که بتواند چک‌ها را پاس کند! با همه اینها اما وقت می‌گذارد و به سوال‌هایم جواب می‌دهد و جالب اینجاست که ته لهجه کردی‌اش را می‌توان متوجه شد.

منبع  : بولتن نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *