به مسافران قطار گفتم همراهانم مأمورند، من در بازداشت آنها هستم!

فعالیت‌های فکری و سیاسی رهبر شهید انقلاب اسلامی، در آغاز دهه ۵۰ شعاع گسترده‌ای یافت. علاوه بر این، وی مورد مراجعه بخش زیادی از جوانان مبارز خراسان و سراسر ایران بود. این امر اما، از دیده ساواک پنهان نمی‌ماند و موجب شد تا وی را از اقامه جماعت و سخنرانی در مسجد کرامت مشهد منع کنند، مسجدی که از بدو تأسیس خود و تا هم اینک با نام پرآوازه «خامنه‌ای بزرگ» پیوند داشت و دارد

فعالیت‌های فکری و سیاسی رهبر شهید انقلاب اسلامی، در آغاز دهه ۵۰ شعاع گسترده‌ای یافت. علاوه بر این، وی مورد مراجعه بخش زیادی از جوانان مبارز خراسان و سراسر ایران بود. این امر اما، از دیده ساواک پنهان نمی‌ماند و موجب شد تا وی را از اقامه جماعت و سخنرانی در مسجد کرامت مشهد منع کنند، مسجدی که از بدو تأسیس خود و تا هم اینک با نام پرآوازه «خامنه‌ای بزرگ» پیوند داشت و دارد

جوان آنلاین: شهید آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای در آغازین سالیان دهه ۵۰، نه تنها در فعالیت سیاسی از پای ننشست، بلکه بدان عمق و وسعت بیشتری بخشید. او دیگر در سراسر خراسان و ایران، شخصیتی شناخته شده بود و آوای پر صلابتش خطابه هایش در همه شهر‌ها به گوش می‌رسید. همین امر موجبات دستگیری و انتقال وی به کمیته مشترک ضدخرابکاری ساواک در سال ۱۳۵۳ را فراهم ساخت که مقال پی‌آمده درصدد بازخوانی آن با اتکا به یادمان‌های آن بزرگ است.

در مساجد امام حسن مجتبی (ع) و کرامت مشهد

فعالیت‌های فکری و سیاسی رهبر شهید انقلاب اسلامی در آغاز دهه ۵۰، شعاع گسترده‌ای یافت. از سوی دیگر وی مورد مراجعه بخش زیادی از جوانان مبارز خراسان و سراسر ایران بود. این امر، اما از دیده ساواک پنهان نمی‌ماند و موجب می‌شد که وی از اقامه جماعت و سخنرانی در مسجد کرامت مشهد منع شود، مسجدی که از بدو تأسیس خود و تا هم اینک با نام پرآوازه «خامنه‌ای بزرگ» پیوند دارد:

«زمان زندان ششم من، سال ۱۳۵۳ بود. شرایط اجتماعی که من در آن قرار داشتم، کاملاً با وضع و شرایط من در پیش از زندان پنجم متفاوت بود. از طریق امامت مسجد، ارتباطات اجتماعی گسترده‌ای داشتم. امامت نماز را نخست در مسجد امام حسن (ع) شروع کردم که مسجدی کوچک و در کوچه‌ای فرعی است. سپس به مسجد کرامت انتقال یافتم که مسجدی بزرگ است. اهمیت این مسجد، تنها به علت بزرگی آن نبود، بلکه از این جهت هم بود که در موقعیتی حساس و در نزدیکی مرکز دینی شهر، یعنی حرم امام رضا (ع) و مدارس دینی قرار داشت و از سوی دیگر، به بخش مدرن شهر که دانشگاه و سینما‌ها در آن قرار دارند نزدیک بود؛ همانطور که به بازار و کسبه و تجار نیز نزدیک بود. از همین رو محل تلاقی گروه‌هایی بود که همواره از هم جدا بودند و با هم کشمکش داشتند؛ کسبه، طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاه. فعالیت این مسجد گسترش یافت و در نتیجه حساسیت دستگاه حاکمه را برانگیخت؛ لذا مداخله و از نماز خواندن من در آن مسجد جلوگیری کرد. سه ماه پس از آن به مسجد امام حسن (ع) بازگشتم که به علت کوچکی و دور افتاده بودن، مورد توجه دستگاه امنیتی نبود. همین که نماز را در این مسجد کوچک – که به تعبیر حدیث شریف «مفحص قطاة» بود- شروع کردم، طلاب و دانشجویان و کسبه به آنجا روی آوردند، به طوری که فضای مسجد برای آنها تنگ شد و متولیان مسجد ناگزیر شدند تا آن را توسعه دهند و لذا از مسجد کرامت هم بزرگ‌تر شد! برای رفع یا کاهش حساسیت‌ها، تنها شب‌های شنبه در آن نماز می‌خواندم و یک درس از نهج‌البلاغه هم می‌گفتم که تعداد انبوهی در آن حضور می‌یافتند. افزون بر امامت مسجد، خانه‌ام نیز مراجعینی از گروه‌ها و اقشار مختلف داشت که به آنجا می‌آمدند، سؤال می‌پرسیدند، درخواست داشتند، پیشنهاد می‌دادند و بحث می‌کردند. همه مراجعه‌کنندگان را با خوش‌رویی می‌پذیرفتم، حتی گاهی این مراجعات تا نیمه‌شب هم تداوم می‌یافت. ضمناً این مراجعات تنها از مشهد نبود، بلکه از شهر‌های مختلف مراجعه می‌کردند.»

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *