09 فروردین 1402 – 09:28
تحصیلات دانشگاهی ام به پایان رسیده بود که با «شاهین» آشنا شدم و به او دل باختم. آن زمان برای آن که بتوانم با او ازدواج کنم خودم را دختری مجرد معرفی کردم اما اکنون بعد از هفت سال زندگی مشترک همه پنهان کاری هایم لو رفته و«شاهین» درحالی قصد دارد مرا طلاق بدهد که متوجه شده است پسری 26 ساله دارم و …

به گزارش سیتنا، زن 49 ساله با بیان اینکه در این سال ها همواره عذاب می کشیدم اما از افشای این راز به شدت وحشت داشتم، درباره سرگذشت خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری شفای مشهد گفت: 19 ساله بودم که اصغر به خواستگاری ام آمد ولی پدر و مادرم بدون هیچ گونه تحقیق درباره وضعیت اجتماعی و اخلاقی خواستگارم مرا پای سفره عقد نشاندند تا دیر نشده ازدواج کنم.
اما هنوز چند ماه بیشتر از مراسم عقدکنان نگذشته بود که متوجه رفتارهای غیرعادی اصغر شدم و تازه فهمیدم او از نوعی اختلالات روانی رنج می برد و بیماری اش را از من پنهان کرده است. با این حال خانواشتم. در عین حال دلم سوخت و به تماس هایش پاسخ دادم تا این که همسرم به رفتارهایم در خانه و گفت وگوهای مخفیانه با تلفن مشکوک شد و تصور کرد با جوان غریبه ای ارتباط دارم و به همین دلیل دوباره تصمیم به جدایی از من گرفت.
در این شرایط، در حالی مجبور به قطع ارتباط با پسرم شدم که او اشک ریزان به من التماس می کرد فقط می خواهد مرا ملاقات کند تا بداند مادر واقعی اش کیست! با این حال شماره تلفن پسرم را بلاک کردم و گفتم هیچ احساسی به تو ندارم و نمی خواهم آینده ام تباه شود و …
شایان ذکر است با صدور دستوری از سوی سرگرد علی امارلو (رئیس کلانتری شفا) رسیدگی کارشناسی به این پرونده در دایره مددکاری اجتماعی آغاز شد تا شاید مرد جوان از هفت سال پنهان کاری و حیله گری بگذرد و با انجام مشاوره های تخصصی در کلانتری، همسرش را ببخشد و به زندگی مشترک با او ادامه دهد.
انتهای پیام
