به خاطر علاقه ام به کاظم اقدامی کردم که پدرم گفت دیگر دختر ندارد

مدام پایش را تکان می داد. به گوشه ای خیره شده بود و هیچ چیز نمی گفت. با ورود کارشناس اجتماعی کلانتری 38مشهد به داخل اتاق از روی صندلی بلند شد و بعد از مکثی کوتاه مجدد نشست.

مدام پایش را تکان می داد. به گوشه ای خیره شده بود و هیچ چیز نمی گفت. با ورود کارشناس اجتماعی کلانتری 38مشهد به داخل اتاق از روی صندلی بلند شد و بعد از مکثی کوتاه مجدد نشست.

به خاطر علاقه ام به کاظم اقدامی کردم که پدرم گفت دیگر دختر ندارد

به گزارش رکنا، او که منتظر کسی بود تا حرف های فروخورده چندساله اش را بشنود به محض اینکه کارشناس پلیس علت حضورش را در کلانتری جویا شد شروع به درد دل کرد.

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

برای مشاهده متن کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *