به جای خزیدن در غار بر دامنه آتشفشان منزل گرفت

قاسم بخشی: «دوربین روایت فتح فقط یک سخت‌افزار نبود، بلکه وسیله‌ای بود که نگاه و زاویه دید شهید آوینی به جنگ و دفاع مقدس در آن متجلی می‌شد و همه ما نیز به درک این موضوع رسیده بودیم. یکی از نکات مهمی که ایشان همیشه متذکر می‌شد، این بود: الان دوربینی در دست دارید و دارید ضبط می‌کنید، همیشه فکر کنید این دوربین خودش یک انسان است و دارد اتفاقات را می‌بیند و شرح می‌دهد!...»

قاسم بخشی: «دوربین روایت فتح فقط یک سخت‌افزار نبود، بلکه وسیله‌ای بود که نگاه و زاویه دید شهید آوینی به جنگ و دفاع مقدس در آن متجلی می‌شد و همه ما نیز به درک این موضوع رسیده بودیم. یکی از نکات مهمی که ایشان همیشه متذکر می‌شد، این بود: الان دوربینی در دست دارید و دارید ضبط می‌کنید، همیشه فکر کنید این دوربین خودش یک انسان است و دارد اتفاقات را می‌بیند و شرح می‌دهد!…»

جوان آنلاین: شهید سید مرتضی آوینی بیش و پیش از هر چیز با تلاشی به خاطر می‌آید که امروزه از آن به «جهاد تبیین» یا «بصیرت افزایی» تعبیر می‌شود. او در دوران جنگ تحمیلی و پس از آن تا لحظه شهادت، با اندیشه و روشی ابتکاری و روزآمد به روایت این رویداد بزرگ پرداخت و در این حوزه، آثاری ماندگار خلق کرد. در مقال پی آمده و به مدد روایت شش نفر از معاشرانش به بازخوانی این تکاپوی روشنگر پرداخته‌ایم. امید آنکه علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید. 
 
او به سرچشمه معنا پیوسته بود

سخن را از خصال و ویژگی‌های فکری و عملی شهید سیدمرتضی آوینی آغاز می‌کنیم که مجاهده روشنگر و مانای او ناشی از آنهاست. به عبارت دیگر آنچه سید در عرصه هنر از خویش بروز داد، همان بود که پیشتر به آن تعلق یافته بود. مصطفی دالایی از معاشران وی، در این باره آورده است:

«سید به عبادات، بسیار توجه می‌کرد. نماز اول وقتش ترک نمی‌شد و به شکل غیرمستقیم هم به ما می‌فهماند که کار را رها کنیم و به نماز اول وقت بپردازیم. حداقل دوشنبه و پنج‌شنبه‌های هر هفته را روزه می‌گرفت. خیلی کم غذا می‌خورد. با وجود اینکه استطاعت آن را داشت که لباس‌های شیک بپوشد، ولی ترجیح می‌داد نسبتاً ساده‌پوش باشد و ساده زندگی کند. همسر او، هم‌رشته خودش در معماری بود و اگر اراده می‌کردند، می‌توانستند با کمک هم زندگی خوبی داشته باشند، اما زندگی ایشان در حد متوسط رو به پایین بود. علت هم این بود که خودسازی را در اولویت قرار داده بود و دوست نداشت تا به وابستگی‌های مادی آلوده شود. به‌رغم آشنایی با سبک‌های فیلم‌سازی، همواره به اعضای گروه گوشزد می‌کرد حواستان به خود موضوع و پیام اصلی‌ای که در صحنه وجود دارد، باشد. اگر ارتباط خوبی با موضوع برقرار کنید، فیلم بهتر و هدفمندتری خواهید ساخت. بسیار مهربان بود و سعی می‌کرد مسائل را با مهربانی و سعه صدر توضیح بدهد و از این راه به نتیجه مطلوب برسد. آدم خستگی‌ناپذیری بود. اگر ایشان الان در مقابل شما می‌نشست، قطعاً بدانید که آن‌چنان با حرارت و اشتیاق به سؤالاتتان جواب می‌داد که هرگز او را رها نمی‌کردید! اهل فرهنگ بود و دغدغه مسائل فرهنگی را نیز همیشه با خود داشت. برای آنچه بدان اعتقاد داشت، فرهنگ‌سازی می‌کرد، آن هم نه به جبر، بلکه با روشنگری. جذبه سیدمرتضی به حدی بود که حتی در برخورد‌های جدی‌ای هم که ممکن بود با او داشته باشی، به او علاقه‌مند می‌شدی! او نور و عطر خاص خودش را داشت. اهل ظاهرسازی نبود. در ملاقات‌هایی که تا قبل از شهادتش با او داشتم، همیشه می‌گفت مصطفی! ببین ما چطور ماندیم و دوستانمان شهید شدند. می‌گفت ما لایق نبودیم! همیشه نگران این بود که از شهدا فاصله بگیرد، اما حقیقت این است که اگرچه با یک وقفه شش‌ساله از جنگ تحمیلی به شهادت رسید، اما همواره در کاروان شهدا و همراه آنان بود….» 

می‌گفت به رغم پیروزی انقلاب، هنوز در محاصره تمدن غرب هستیم!

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *